X
تبلیغات
تبریز

تبریز

آذربایجان

نامه» رهبران جنبش ملی-دموکراتیک آذربایجان
 به رهبران اتحاد شوروی
(یک سند نو یافته)

   سندی که فاکسیمیله، متن و ترجمه فارسی آنرا برای نخستین بار منتشر می کنیم، «پیام» رهبران حکومت ملی دموکراتیک آذربایجان (17 آذر 1325) به رهبری اتحاد شوروی است. این «پیام»  که چند روز پیش از اشغال آذربایجان توسط ارتش  شاهنشاهی، اوباشان و تفنگداران ملاکین  نوشته شده، از نظر بیان برخی حقایق تاریخی پیرامون نهضت دموکراتیک آذربایجان دارای اهمیتی بی بدیل است.

***

   جنبش نیرومند مردمی، که پس از فرار رضاشاه (شهریور 1320) در آذربایجان پا گرفت، در آذرماه 1324 موفق شد با استفاده از شرایط مساعد بین المللی، حاکمیت ارتجاع تهران و زمینداران بزرگ و مرتجعین بومی را در آذربایجان براندازد و با استقرار حکومتی دموکراتیک در این ایالت، دست به اصلاحات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زند. حاکمیت آزادیخواهان آذربایجان  از همان آغاز گرفتار یک بحران بزرگ گشت: وجود دو قدرت سیاسی با دو ترکیب، دو کارکرد و دو هدف در یک کشور، در دراز مدت ناممکن بود. آذربایجان که برخلاف ادعاهای ارتجاع، قصد « تجزیه و الحاق» به کشوری دیگر را نداشت، سرانجام یا باید تهران را بیاری آزادیخواهان سراسر ایران دموکراتیزه می کرد و یا مغلوب تهران می گشت و همه دستاوردهای نهضت را از دست می داد. راهی جز این نبود. خود طرفین درگیر نیز بر این حقیقت معترف بودند. تهران می کوشید باسیطرۀ کامل بر آذربایجان، حاکمیت را به ملاکان، اشرافیت، دیوانسالاران، ژاندارمها و مرتجعین رنگ وارنگ بازگرداند  واما آذربایجان، سودای ایفای آن نقش سترگی را داشت که درجنبش مشروطیت و جنبش خیابانی آغاز کرده بود.

سید جعفر پیشه وری- رهبر آذربایجان دموکرات- با اشاره به ناپایداری اوضاع درآن زمان می گفت:

 «همچنانکه در یک حوض نمی تواند دو نوع آب وجود داشته باشد، در یک کشور نیز وجود سیاستهای مختلف ممکن نیست. حکومت باید حکومت خلق باشد... ما، یا تا آخرین نفر خواهیم مرد، یا، تمام خلقهای مظلوم ایران را آزاد خواهیم کرد. ( از نطق  پیشه وری در فرودگاه تبریز هنگام عزیمت به تهران جهت مذاکره با تهران. روزنامه آذربایجان. شماره 185، 9 اردیبهشت 25).

    ولی «آزادسازی خلقهای مظلوم ایران» و برقراری «حکومت خلق» به بسیاری عوامل دیگر مشروط می شد. ایران، هم بخاطر ثروتهای فراوانش و هم بخاطر موقعیت منطقه ای خود - برای استعمارگران امپریالیست از آنچنان اهمیتی برخوردار بود که آنها حتی حاضر نبودند- چنانکه بعدها اثبات شد- وجود نیروهای غیر چپ معتدل ضد استعمار، مانند مصدق را- که چندان نیز در بند اصلاحات دموکراتیک بسود توده های زحمتکش نبود- تحمل کنند. تا چه رسد به نهضت آذربایجان که با اصلاحاتی همچون رفرم ارضی و تغییر ساختار دولت، بنیاد ملاکین بزرگ و ...  را بر می انداخت.

      در نبرد میان آزادی و ارتجاع در ایران، استعمار انگلستان- حمایتگر دیرین اشرافیت فاسد، زمینداران ستمگر، سازمان روحانیت و مجموعه دشمنان مردم، بهمراهی ایالات متحده امریکا، همچنان پشتیبانان جبهه ارتجاع بود و قدرت مقابل، یعنی اتحاد شوروی از جنبشهای دهقانان علیه بهره کشی اربابان، از مبارزه کارگران و توده های شهری برای بهبود شرایط کار و زندگی، از مبارزات زنان برای کسب برابر حقوقی، از برابر حقوقی ملیتهای ساکن ایران و از اصلاجات دموکراتیک پشتیبانی می نمود. اژدهای سرمایه جهانی که به نفت ما و شرق میانه معتاد شده بود، بدلایل متعدد بهیچ رو حاضر نبود، در برابر نهضت مردم گامی عقب نشیند. اتحاد شوروی نیز که بعد از جنگ جهانگیر دوم، با پرداخت هزینه ای کمرشکن از محاصره  چند ساله دول معظم غرب رسته بود، قبل از هر چیز می کوشید مانع از استقرار مجدد حاکمیت دولتهای طرفدار غرب در مرزهای جنوبی خود، و مشخصا در مجاورت کانهای نفت باکو باشد. منافع بلوک کشورهای امپریالیستی با منافع زمینداران، اشراف و خاندانهای حکومتگر و سران نظامی ایران انطباق می یافت و اتحاد شوروی- علاوه بر الزامات آرمانی- سود مشخص خویش را در همدستی با  توده دهقانان، کارگران، آزادیخواهان و ... می یافت.

   آزادیخواهان آذربایجان که با استفاده از این فضا و با بهره گیری از کمکهای اتحاد شوروی موفق به عقب راندن ارتجاع از آذربایجان گشته بود با آغاز عقب نشینی اتحاد شوروی، در برابر تهاجم انگلستان و ایالات متحده، به بحرانی کشنده گرفتار آمدند. نهضت – علیرغم شرکت توده ای مردم و بویژه دهقانان در آن- در عمل قادر نبود به تنهایی در برابر اتحاد تهران، ارتجاع بومی و حامیان بین المللی آن دوام آورد. آذربایجان که در ابتدا با محاسبه روی پایداری توازن موجود و حمایت پایدار اتحاد شوروی دست به اصلاحات گسترده زده بود و سودای دموکراتیزه کردن سراسر ایران را در سر داشت، پس از چندین ماه، با درک شرایط جدید و با توصیه – یا فشار- شوروی از رادیکالیسم – یا تندی- ماههای نخست کاست و در خرداد 1325 با امضای موافقتنامه ای – که در همین سند به آن اشاره شده است-  در برابر تهران چندین گام عقب نشست.  ولی تهران پایبند هیچ موافقتنامه ای نبود. در ایرانی که حاکمیت آن  تحت سلطه فاسدترین نمایندگان زمینداران، اشرافیت و ناسیونالیستهای دوآتشه آریاپرست قرار داشت، تحمل «آذربایجان دموکرات» ممکن نمی گشت. تهران ماهها بود که آذربایجان «شلتاق» گر را به «گوشمالی» پس از خروج «مهمان» ( ارتش سرخ) تهدید می کرد و اینک پس از خروج نیروهای شوروی از ایران، زمان این گوشمالی فرا رسیده بود.

   حملات پراکنده ارتش تهران و تفنگداران مزدور فئودالها که از بهار سال 1325  آغاز گشته بود. در آذر ماه وسعت گرفت. تهران که بر هراس زمستان 24 فائق آمده بود، پس از خروج نیروی سرخ از آذربایجان، مستظهر به کمک نامحدود مالی و نظامی و بین المللی انگلستان و امریکا، حمله را آغاز کرد. در جبهه مقابل – یعنی نهضت آذربایجان- فلاکت بتدریج آشکار شد. یکی از جهات این فلاکت مسئله سلاح بود. زحمتکشان و آزادیخواهان آذربایجان- بویژه دهقانان، با درک خطر استیلای مجدد اربابها و مرتجعین رنگارنگ خواستار تسلیح و مقاومت بودند، ولی سلاح لازم وجود نداشت. گفته می شود ارتش سرخ نیز هنگام خروج از ایران آن مقدار سلاح سنگینی را که در اختیار نهضت گذاشته بود، پس گرفته و با خود برده بود. فدائیان و ارتش ملی در واقع فاقد سلاح سنگین بودند(1) و تهران حمله خویش را با هواپیما و تانک و توپ آغاز کرده بود.(2) در همین روزهاست که پیشه وری بناچار – در شرایط فقدان سلاح، طی فرمانی به رهبری فدائیان قافلانکوه، استفاده از بطری های آتش زا، کوکتل مولوتف، را طرح می کند.(3) روشن بود که دربرابر هواپیما و تانک و توپ مقاومت با بطری آتش زا بیشتر به شوخی شباهت داشت تا درگیری در یک جنگ تمام عیار.

   در چنین فضایی رهبری نهضت دموکراتیک آذربایجان با فرستادن نامه ای در تاریخ 17 آذر 1325 به رهبری اتحاد شوروی، ضمن توصیف صحنه نبرد، از اتحاد شوروی تقاضای کمک- و سلاح- کرد. در این پیام که آنرا اکنون پس از شصت سال منتشر می کنیم، رهبران آذربایجان با یادآوری خطری که جنبش آزادیخواهانه در آذربایجان، ایران و منطقه را تهدید می کرد، با نشان دادن عواقب عقب نشینی اینچنینی در برابر مرتجعین زخم خورده، کوشیدند رهبری شوروی را به حمایت مجدد- حتی پنهانی- از جنبش بکشانند. ولی همه این هشدارها بی نتیجه ماند. رهبران شوروی منافع کشور خویش را بر منافع آزادیخواهان آذربایجان و ایران ترجیح دادند. بحران مرگباری رهبران آذربایجان را چنان درهم پیچید که حتی از سلاح موجود نیز استفاده لازم نشد. آذربایجان، توسط ارتش تهران و چریکهای مسلح زمینداران بزرگ - که دعای خیر "شریعتمدار" ان همراهشان بود، اشغال گشت. بیش از20 هزار نفر- عمدتا از دهقانان- بطرق مختلف سلاخی ، تیرباران، حلق آویز و کشته شدند، قریب به 100 هزار نفر از آذربایجان تبعید گشته جلای وطن کردند. ارتش شاهنشاهی در آذربایجان آنچنان با خشونت وقساوت عمل کرد که گویی ارتش خونریز کشوری بیگانه، کشور دیگری را فتح کرده است.  

***

     سند حاضر که مسامحتا عنوان نامه به آن داده ایم عبارت از 7 صفحه متن ماشین شده است که چند تصحیح املایی روی آن انجام گرفته است. مضمون آن مطالبی است که رهبران آذربایجان در گرماگرم حملات تهران و در بحبوحه فلاکت به کنسول شوروی در تبریز رسانده اند تا از طریق او به اطلاع رهبری شوروی برسد. کپی متن اصلی این نامه را پژوهشگر ارجمند آقای افراسیاب هورامی در بهمن ماه 83 در اختیار من نهادند. بر اساس اطلاعات آقای هورامی، «نامه» با مشخصات زیر  АВПРФ, ф.094, оп.38 , п.364A, д.49, л.1-7  در آرشیو سیاست خارجی فدراسیون روسیه (Федерации  Архив внешней политики Российской ) نگهداری می شود. بگفته آقای جمیل حسنلی نسخه ای از این سند با مشخصات زیر در AR SPIHMDA, f.1,s.89,i.114,v.218-230  ( آرشیو دولتی جمهوری آذربایجان درباره احزاب سیاسی و جنبشهای اجتماعی مخزن1  فهرست 89  پوشه114 صفحه 218- 230)  نیز در باکو نگهداری  می شود. جمیل حسنلی چند بخش از این سند را در کتاب خود  تحت نام «گونئی آذربایجاندا سووه ت- آمریکا- انگلتره نین قارشی دورماسی.(1941-1946) باکی. 2001 آذربایجان نشریاتی. صص 520-522» (رو در رویی شوروی- امریکا- انگلیس در آذربایجان جنوبی. (1941-1946) باکو 2001. نشر آذربایجان. صص 520-522). نقل کرده است.(4) دقت در نامه نشان می دهد که این نوشته بخشی از مجموعه ای حجیم است که نگارنده این سطور خواهد کوشید بخشهای دیگر آن نیز در اختیار پژوهشگران و علاقمندان تاریخ معاصر قرار دهد.

      60 سال است که ارتجاع ایران از درایت قوام السلطنه و از فریب خوردن استالین سخن می گوید. سالهاست که مورخین و «روشنفکرانی» که با زهر ناسیونالیسم افراطی و عظمت طلبانه فارس مسموم گشته اند، نیم قرن وطنفروشی این رجل فاسد و بدنام را بخاطر «فریب دادن» استالین و «حفظ تمامیت ارضی ایران» می بخشند و اورا می ستایند. این نامه بار دیگر بر این تصور خام تفرعن آمیزخط بطلان می کشد. 

***

   در پایان، با سپاسگذاری دوباره از آقای هورامی، یاداوری چند نکته را سودمند می دانیم:

   - در عنوان نامه، آخرین کلمه را نمی توان بطور کامل خواند. تنها چند حرف در آن قابل تشخیص است ( ویِـــ ... ). بنابرین، آخرین کلمه می تواند حروف اول «وئریلسین»(داده شود) و یا «و یولداش..» (به رفیق...) باشد. جمیل حسنلی مدعی است نامه به رهبری شوروی و باقروف نوشته شده، حال آنکه در سند نامی از باقروف نیست و امکانی برای قید این نام در آخر عنوان نیز وجود ندارد. اگر نویسندگان نامه ذکر نامی را ضروری می دانستد، این نام باید استالین می بود. بنابرین بنظر می رسد کلمه آخر عنوان نامه، «وئریلسین» باشد.  

    -  آقای حسنلی نام کنسول شوروی در تبریز را کراسین ذکر کرده که توسط مترجم فارسی بخشهایی از کتابش به کراسنی ترجمه شده است. (فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان. ص 207 و ...) در صورتی که در متن سند کراسنیخ است و در صفحه 159 اسناد منتشره از طرف خانبابا بیانی تحت نام «غائله آذربایجان» نیز کراسنیخ آمده است..(خانبابا بیانی. غائله آذربایجان. تهران. 1375 انتشارات زریاب. 159)

   سند را من از متن اصلی آن – ترکی آذربایجانی- بزبان فارسی ترجمه کرده ام و نسخه ای از ترجمه در بهمن 83 در اختیار آقای هورامی قرار داده شده است. ترجمه ای از فارسی به کردی در مطبوعات کردی منتشر شده است.

    در ترجمه فارسی سند کلمات ناخوانا را با نقطه چین مشخص کرده ایم. هر آنجا که کلمه ای ناخوانا  ولی بظن قوی قابل تشخیص بود، در درون [«......»] آورده شده است.  در چند مورد من کلمه ای را برای کمک به درک مضمون جملات به متن افزوده ام که در داخل [   ]  مشخص شده اند. در اصل سند، به جای نام اتحاد شوروی از نامهای مختلفی استفاده شده است.(شورالار اتفاقی، سویت لر و ...). من همه آنها را به «اتحاد شوروی» ترجمه کردیم.   

سیروس مددی. کلن- آلمان. دی 1385
sirus_tabrizi@yahoo.com

 ------------------------------------------------

1-     «اطلاعات واصله در روز 18 آذر 1235 مشعر بر این بود که متجاسرین در موضع قافلانکوه فقط دارای 3 خمپاره انداز و 3 ارابه توپ کوهستانی بودند.» سرلشگر زنگنه : خاطراتی از ماموریتهای من در آذربایجان ... چاپ سوم. ص 168

2-     خواننده علاقمند به این بخش از حیات نهضت آذربایجان برای آشنا شدن با استیصال فدائیان دربرابر حملات هواپیماها و تانکها در قافلانکوه، می توانند از جمله به کتاب گماشتگیهای بدفرجام نوشته حسن نظری. انتشارات مرد امروز. اردیبهشت 1371، ج.1، صص122- 143 ، مراجعه نمایند.

3-     زنگنه. همان منبع. ص 175

4-     نوشته های جمیل حسنلی درباره نهضت آذربایجان، چون تامین اغراض سیاسی، ایدئولوژیک و ... ویژه ای را هدف قرار داده اند، مخدوش و فاقد بنیان علمی اند. دستچین مغرضانه ای از این آثار غرض آلود با نام «فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان» بزبان فارسی ترجمه و در تهران منتشر شده است.

نامه رهبران نهضت دموکراتیک آذربایجان به رهبران شوروی

 (17 آذر 1325)

از  طریق آقای کراسنیخ سرکنسول اتحاد شوروی  در تبریز به دولت شوروی...

    شما خود  بسیار خوب می دانید که پس از بازگشت  نمایندگان  ما از تهران(1) ، مطبوعات دست راستی و ارتجاعی آنجا، برای نابودی آزادی و مجموعه دستاوردهای نهضت دموکراتیک ما، با لحنی بسیار جدی و پر حرارت ضرورت  حمله نظامی به آذربایجان را تبلیغ می کردند.  قوام السلطنه نیز که قبلا از اعزام نیرو برای تامین آزادی انتخابات سخن می گفت، در تلگرافات و بیانیه های خود علنا و رسما اعلام کرد که  برای خاتمه دادن به نهضت و نابودی سران آن به آذربایجان حمله خواهد کرد.   سرانجام این مسئله در حرف و نوشته محدود نماند و ساعت هفت قبل از ظهر روز سیزدهم همین ماه [آذر]، نیروهای  مسلح اعزامی او ، در منطقه رجعین 12 ساعت تمام پستهای فدایی مارا زیر آتش تفنگ، مسلسل، توپ و تانک گرفتند  و کوشیدند  وارد  اراضی ما شوند. گذشته از این، برخلاف  موافقتنامه امضا شده، نیروی مسلح  به زنجان اعزام نموده و برخلاف نامه رسمی معاونش مظفر فیروز، فئودال مشهور ذولفقاری(2)  و دیگران را نه تنها از زنجان دور نکرده، حتی به او درجه سرهنگی داده ، مسلح نموده به مقابله با ما فرستاده است. 

   اینها همه نشان می دهند که قوام ـ هنوز  مرکب امضایش پای موافقتنامه با ما و زیر نامه هایش به دکتر جاوید ـ استاندار آذربایجان  ـ خشک نشده ـ با بیشرمی آنها را نقض کرده و نیت پلید خود را علنی ساخته است. روشن است که او در اندیشه اجرای تعهدات رسمی ای که در باره حل مسالمت آمیز مسئله آذربایجان به نمایندگان شوروی ـ که خود آنها را واسطه سازش با ما قرار داده ـ نیست. در چنین حالتی تنها یک راه در برابر خلق آذربایجان باقی می ماند و  آن راه،  دفاع از آزادی با نیروی سلاح خود  و قهرمانی جوانان خویش است.

   خلق ما به خوبی دریافته است که ضامن آزادی او، نه توافق ها، نوشته ها، موافقتنامه ها و تلگرافها، بلکه فقط  نیروی بازو و قدرت سرنیزه اش خواهد بود. خلق ما نمی تواند  قشون و قوای مسلحی را ـ که بدنبال نامه های مسالمت جویانه قوام به دکتر [« جاوید »] به آذربایجان فرستاده می شوند ـ نبیند. قوام قادر است این کار را هر دقیقه که بخواهد انجام دهد و هیچ سند و موافقتنامه ای نمی تواند از این حرکت خائنانه او جلوگیری کند.

     ما هشت ماه تمام است که برخلاف احساسات مردم ما، بر خلاف آرزوها و تمایلات اعضا و فعالان فرقه مان؛ بخاطر پیشرفت امور و حل مسالمت آمیز اختلافات؛ با در نظرداشت سیاست جهانی دوست بزرگمان اتحاد شوروی و با توجه به میانجیگری دولت شوروی، کوشیده ایم سیمای قوام را دموکراتیک و مترقی جلوه دهیم و حتی در مواقعی برخلاف فکر و اعتقاد خویش از او تعریف و تمجید نیز نموده ایم. هدف این بوده است که کار از جانب ما مختل نشود. حتی زمانی که فدائیان ما امکان تسخیر قزوین، رشت و تهران را نیز داشتند، ما از نفوذ و احترام خویش استفاده کرده و جلوی آنها  را گرفته ایم تا بهانه بدست او نیفتد. این گذشتهای ما را جهانیان می دانند و شما بهتر از همه می دانید.

     ما در اجرای این موافقتنامه، حکومت ملی خود را ملغی کردیم، مجلس ملی مان را به انجمن ایالتی تبدیل نمودیم، دسته جات فدائی را به سازمان نگهبان مبدل ساختیم؛ آماده سپردن اختیار و فرماندهی قشون ملی مان به آنان شدیم و شروع به تحویل همه عایدات خود به خزانه آنها یعنی بانک ملی کردیم.(3) اینهمه به این خاطر بود که دستاویزی به دست آنها داده نشود.  قوام با مشاهده این کوتاه آمدنهای ما هر روز بر خواستهای خود افزود و سر انجام کار را به آنجا رسانیده است که می خواهد با یک حمله، بیکباره به  آزادی  خاتمه دهد. او مسئله نفت را با این قصد پیش کشیده است که خروج ارتش سرخ را از ایران تامین کند و نهضت ملی آذربایجان را در هم بکوبد. تردیدی نیست که او این کارها را با دستورات انگلیس و امریکا ـ که به ثروت ایران چشم دوخته اند ـ انجام می دهد.  او خیال می کند که قادر خواهد بود همواره کار خود را با فریب و دروغ از پیش ببرد. او فکر می کند همانطور که آذربایجانیها را فریفت، می تواند دولت شوروی را نیز اغفال کند و مسئله نفت را نیز با نیرنگهای گوناگون خاتمه دهد. ما آذربایجانی ها بسیار خوب می دانیم که انگلیسی ها و امریکایی ها می کوشند مسئله نفت را بهر قیمتی بسود خود حل کنند. و قوام نوکر آنهاست. اولا همانگونه که می بینید او حاضر نیست حتی یک نفر آزادیخواه به مجلس راه پیدا کند. این خود اقدامی مستقیم علیه  کشور شوراهاست. مجلسی که از مرتجعین تشکیل شود قطعا راضی به داده شدن نفت به کشور شوروی نخواهد بود. قوام نیز یا به بهانه [مخالفت] مجلس، قول خود را زیر پا خواهد نهاد و یا با استعفا گریبان خود را رها خواهد کرد. حکومت شوروی نیز نخواهد توانست از وعده های قوام بعنوان یک سند و یک مدرک رسمی استفاده کند. چنین حوادثی در تاریخ ایران زیاد اتفاق افتاده است. پس از جنگ جهانی اول وثوق الدوله برادر قوام السلطنه قراردادی با انگلیسی ها بست. پس از آنکه این قرارداد از طرف شاه و مجلس رد شد، آنها [حتی] نتوانستند  پولی را که به وزرای دولت ـ مثلا نصرت الدوله پدر مظفر فیروزـ  داده بودند، پس بگیرند. بنابرین مسئله نفت مسئله بسیار نسیه ای است که دولت شوروی بدون داشتن طرفدارانی در مجلس و جامعه موفق به دستیابی به آن نخواهد شد.« حسن نیت» قوام السلطنه نیز نمی تواند تضمین محکمی بحساب آید. زیرا او در مسئله آذربایجان نشان داد که حسن نیت چیست.

   مسئله نفت هنگامی می تواند بسود اتحاد شوروی حل شود که نیروهای اجتماعی پشت آن باشند. همین نیروها اکنون در نقاط دیگر ایران بشکل فوق العاده ای در حال سرکوب شدن و از بین رفتن اند. ولی [هنوز] کاملا از بین نرفته اند. نیروی ما در آذربایجان، نیروی مهمی است. ما  دارای امکانات جدی برای وارد آوردن فشار به حکومت تهران هستیم. این امکانات ما می تواند نیروهای آزادیخواه و دموکراتیک دیگر نقاط ایران را تقویت کند. متاسفانه اگر کار به این منوال پیش رود، نیروی ما نیز بسرعت از دست خواهد رفت. آن هنگام قوام و دیگر مرتجعین هر چه را که بخواهند ـ بی آنکه مانعی بر سر راه باشد ـ  انجام خواهند داد. در کل باید اعتراف کرد که در سیاست، حساب باز کردن روی حسن نیت قوام و یا یک کارمند دیگر دولتی کاری [«بیهوده»] است. طرفدار جدی سیاست شوروی، بخش مترقی و آزادیخواه خلق است و همین نیرو است که باید تقویت و حمایت شود.  بهمین خاطر است که باید نهضت آذربایجان را حفظ کرد  و از آن مراقبت نمود.

    این نکته را نیز باید در نظر داشت که در ایران، کشورهای خارجی [« دخیل در »] سیاست، هرگز نفوذ و نیروی خود را از دست نداده اند. بویژه انگلیسی ها با نیرومند نگهداشتن [«طرفدار»] های خویش، اعتماد آنها را جلب کرده و در موقع لزوم استفاده کرده اند. مثلا حادثه قشقای را در نظر بگیریم. شما خوب می دانید که در آنجا چندین بار شورشهای بزرگی علیه دولت بپا شد. با اینهمه انگلیسی ها  تا امروز امکان ضبط حتی یک قبضه تفنگ از آنها را [به دولت ایران] نداده اند. آنجا و یا بختیاری [ها]  و  دیگر طوایف جنوب همچنان در حکم  دژهای انگلیسی ها هستند. آنها [یعنی انگلیس ها]  نیز روز بروز بر این نیروها  می افزایند.

   شما خود خوب می دانید که توده را همیشه نمیتوان بپا خیزاند. و [نهضت] را همیشه نمیتوان بوجود آورد. زمینه برای نهضت عظیم  توده ای همه وقت فراهم نمی گردد.  در نتیجه علتهای بسیار و فداکاریهای عظیم، یک نیروهای ترقیخواه اجتماعی در ایران و یک نهضت بزرگ در آذربایجان شکل گرفته است. این نهضت حامی مستقیم دولت شوروی و پشتیبان سیاست شوروی در ایران است. این نیرو سلاح برنده ای برای سیاست شوروی است که از طریق آن اتحاد شوروی نیز  مانند خلقهای ایران قادر به انجام کارهای بزرگ خواهند گشت.  این نیرو نیرویی است که آماده فداکاریهای عظیم در راه منافع عمومی [مردم و جامعه] است و اگر از دست داده شود، به این زودی قدرت جدیدی نخواهد توانست بوجود آید.

   ما نمی دانیم که چرا خلقهای ستمدیده یونان و اندونزی و یا نقاط دیگر می توانند مسلحانه در راه آزادی خویش مبارزه کنند، ولی ما باید با دست خود، خود را تسلیم جلادان کنیم. این نه فقط حرف ما، بلکه گفته آشکار مردم ما و اعضای برجسته فرقه ماست. فرقه ما و خلق ما بما می گویند که با اینهمه دلایل و مدارکی که در در دست داریم، دیگر نمی توانیم  حرف و  نوشته را باور کنیم  و به قوام السلطنه و دیگران اعتماد نماییم. قوام می رود و دیگری بجای او می آید. اگر ما با نیروی مسلح خود ارتجاع را در هم نکوبیم، سیاست هرگز به سود ما نخواهد چرخید.  هیچ تضمینی برای ما وجود ندارد و ما نمی توانیم خود را گول بزنیم. امکان امروزی را نباید از دست داد. ما اگر چنین کنیم تاریخ همواره ما را مذمت خواهد کرد. در جهان هیچ ملتی خود بدست خویش قدرت خود  را نابود نکرده است. ما نیز نباید چنین کنیم.

   حمله خائنانه نیروی اعزامی قوام به ما، هیجان شدیدی در میان مردم ما بوجود آورده است.مردم گروه گروه به فرقه مراجعه می کنند و برای دفاع از آزادی سلاح می خواهند. این نیز بیانگر جدی روحیه مردم ماست.  روحیه چند فئودال و یا چند عنصر ارتجاعی دیگر مانند امیرنصرت اسکندری، جمال امامی، سرلشکر مقدم و ذوالفقاریها ، نمی تواند بیانگر روحیه خلق باشد.  روحیه آنها  ـ که آقایی و زمینهایشان را از دست داده اند ـ روشن است که چگونه می تواند باشد. ولی توده  های شهری و روستایی که آزادی و زمین بدست آورده اند، آماده هرگونه فداکاری در راه دست آوردهایشان هستند. اگر ما امروز امکان دهیم که آزادی آنان از بین برود، دیگر بپا خیزاندن آنان ممکن نخواهد گشت. آنها دیگر به کسی اعتماد نخواهند کرد. توده نه فقط از ما، بلکه از همه نیروهایی که با شعار آزادی بمیدان می آیند نا امید و مایوس خواهد گشت. نیرو و قدرت ما نیز در گرو  اعتماد و ایمان مردم به ماست.

  خلق آذربايجان،‏‏ رهبر آن فرقه دموكرات و سران فرقه دو انتظار از دولت شوروي دارند:

   اولا مادام كه مرزهايمان باز هستند و قدرت ملي مان پابرجاست مقدار كمي به ما سلاح داده شود. زيرا اگر كار به اين روال پيش رود، اين كار ديگر ممكن نخواهد شد. ما براحتي  قادريم اين سلاحها را چنان مخفيانه بدست قواي ملي برسانيم كه نيروي مخالف از آن مطلع نشود. پس از شروع و شدت درگيري انجام اين كار بسيار سخت  خواهد بود. ما سلاح زيادي نمي خواهيم. منظور ما اندك مقداري است تا فدائيان ناگزير نشوند با دست خالي جلوي دشمن بروند.

   ثانيا حالا كه قوام جنگ را شروع كرده و به ريختن خون برادران ما پرداخته است، اجازه داده شود ما نيز از هر سو او را در تنگنا قرار دهيم ، تا از اين طريق امكان قيام  آزاديخواهان همه جاي ايران را فراهم كرده، نهضت بزرگي در سراسر ايران آغاز نماييم و با سرنگون ساختن حكومت ارتجاعي تهران، حكومتي دموكراتيك بجاي آن مستقر سازيم.

 اگر اين كار به صلاح نيست، بگذارید از تهران كاملا قطع رابطه كنيم و حكومت ملي خويش را بوجود آوريم.( [مردم ما] به راه حل اخیر بيشتر تمايل دارد.). سياست شوروي هر كدام از اين دو راه  را كه انتخاب كند، ما مي توانيم  آنرا شرافتمندانه اجرا كنيم و موفق گرديم.

   قوام قبل از آنكه فرماندهي نيروهاي مسلح ما را در اختيار بگيرد، سيماي حقيقي خود را نشان داد. اين ، خوشحال كننده است. او اگر اين كار را بعد [ از در دست گرفتن فرماندهی نیروهای مسلح ما] انجام مي داد، ما را يكسره نابود مي كرد. مردم آذربايجان از حمله امروز او احساس خوشبختي مي كند. او مي توانست اينكار را زماني انجام دهد كه ما فاقد توان دفاعي باشيم. حال آنكه امروز اين امكان دفاعي وجود دارد. اگر از اين توان درست استفاده شود ما قادريم به خواسته هايمان دست يابيم. نه، اگر اندكي تاخير شود و يا ترديد بخود راه دهيم، اين امكان از بين خواهد رفت. چنانكه در بالا گفتيم مردم مي ترسند، مايوس مي شوند و ارتجاع قواي آزادي را منهدم و نابود مي سازد. اين نيز به معني از دست رفتن نفوذ و قدرتي است كه اتحاد شوروي در نتيجه سالهاي طولاني كوشش و زحمت بدست آورده است. در نتيجه ايران بالكل  به آغوش انگليس و امريكا مي افتد،  دسپوتيسمي شديدتر از دوره رضاخان در ايران پيش مي آيد و  سياست شوروي بهيچ عنوان امكان حركت نمي يابد. در چنين دوره و در چنين شرايطي سخن گفتن از نفت در ايران ........ می شود و  دولت شوروي در [موضوع] نفت كاملا می بازد. در اين هيچ ترديدي نيست.

  شكست سياست شوروي در مسئله نفت در ايران ، به معني شكست سياست ترقيخواهانه در ايران است. اين شكست ضربه بزرگي به جنبشهاي دموكراتيك در خاور زمين خواهد زد. زيرا همانگونه كه جنبش آذربايجان تاثير عظيم و مثبتي بر جاي نهاده است، شكست آن نيز تاثير منفي عظيمي برجاي خواهد نهاد.

   ما باز هم تكرار مي كنيم:  كار از آن گذشته است كه با مذاكرات و توافق ها حل شود. هر اندازه كه دولت شوروي براي صلح و مسالمت تلاش مي كند، دولتهاي انگليس و امريكا ، دولت ايران را صد چندان به جنگ و خونريزي تحريك مي كنند و امكانات اين جنگ و خونريزي را فراهم مي نمايند. دريافت مبالغي كلان از امريكا توسط قوام يك افسانه نيست. سيل اسلحه از انگلستان و ساير كشورهاي ارتجاعي بسوي ايران سرازير شده است. سلاحهایی كه از ....... توسط واگونها بارگیری شده اند، مستقيما در زنجان تخليه مي شوند و عليه ما مورد استفاده قرار مي گيرند. ما از دولت شوروي كمك زيادي نمي خواهيم. ما مي گوييم  بهانه به دست سياست خائنانه ضد شوروي داده نشود، حتي دولت شوروی مي تواند  چنین وانمود کند که  دیگر بما  علاقمند  نيز   نیست. اما حالا  كه دولت تهران نمي خواهد با میانجیگری دولت شوروي مسئله با مسالمت حل شود، [ما میخواهیم] دولت شوروي هم بما امكان دهد كه ما نيز با دولت تهران با همان روشي كه او در پيش گرفته است، رفتار كنيم.

   حال كه قوام، انگليسي ها و امريكا ييها مي گويند مسئله آذربايجان  مسئله اي داخلي است، ما اينرا بفال نيك مي گيريم و ما نيز مي گوييم چنين است. بگذار هنگامي كه به آذربايجان حمله مي كنند، فدائيان آذربايجان سر آنها را به سنگ بكوبند. ما نيز مي گوييم مسئله آذربايجان مسئله اي داخلي است. ما اين مسئله داخلي را خودمان حل مي كنيم. كسي حق ندارد در شوراي امنيت و يا در يك كشور خارجي عليه اتحاد شوروي هياهو بپا كند.

   چنانكه در بالا گفتيم اگر كمك اتحاد شوروي مخفيانه انجام گيرد، انگاه در صورت مراجعه دولت ايران به شوراي امنيت، سندي در دست نخواهد داشت.

   در خاتمه بار ديگر تكرار مي كنيم. ديگر توافقات و مذاكرات سودي نخواهند بخشيد. چشم امید همه خلق ، فرقه  و رهبران آن  به [یاری کشور شماست] و نجات را در [کمک آن] مي بينند. آنچه شما بايد بكنيد تنها  دادن مقدار كمي سلاح [ به ماست].

   اكنون دهها هزار دهقان فقط سلاح ميخواهند. اگر شما اين كمك را بما بكنيد هم آزادي مردم ايران و هم سياست شوروي از خطر خواهد رست. وگرنه خطر بسيار نزديك و بسيار عظيم است.

   مجددا تاكيد مي كنيم. امكان دارد قوام حمله را براي مدت كوتاهي متوقف سازد، نبايد فريب اين كار را خورد. اينكار  مانووري بيش نخواهد بود. ما ذره اي ترديد نداريم كه  او خود را قاطعانه براي نابودي نهضت آذربايجان  آماده مي كند و [بنابرین] راه ديگري براي ما نمانده است.

   خطر بلاتكليفي و وضعيت مبهم بيشتر از حمله است. اين وضع ما را به تدريج خواهد فرسود، [تضعیف] خواهد نمود و نابود خواهد كرد.

   بي صبرانه در انتظار كمك مختصر شما هستيم.

 با احترام صميمانه      پيشه وري      پادگان     شبستري      دكتر جاويد       غلام دانشيان

 _____________________________________

   توضیحات مترجم:

   1- - هیئت نمایندگی آذربایجان به سرپرستی پیشه وری روز هشتم اردیبهشت 1325  برای مذاکره با  دولت  از تبریز عازم تهران شد  و با  استقبال عظیم کارگران و آزادیخواهان تهران  وارد پایتخت شد. مذاکرات شکست خورد و هیئت به تبریز بازگشت. س.م 

   2- - منظور سلطان محمود خان ذوالفقاری زمیندار خونخوار زنجان و بزرگترین برادر ذوالفقاری هاست. اینان که نسل در نسل حکومت یا نیابت حکومت زنجان را داشتند، بدشمنی با آزادیخواهان شهره بودند. سرکوب مشروطه خواهان زنجان، همکاری در سرکوب جنگل،  نهضت آذربایجان و نهضت ملی برهبری مصدق صفحاتی از کارنامه این خاندان آزادی کش است. در خاطرات جهانشاهلو به اقدامات آنان علیه دهقانان و نهضت اشاره شده است. ذولفقاری ها دارای ارتشی خصوصی بودند که قبل از نهضت آذربایجان در سرکوب دهقانان شهرتی بهم زده بود و در کشتار سال 25 در آذربایجان در کنار ارتش و گاهی پیشاپیش آنان بود. س. م

   3- اشاره ایست به مفاد موافقتنامه آذربایجان با تهران. علاقمندان می توانند بذتی اطلاع بیشتر درباره مواد موافقتنامه به «پذشته چراغ راه آینده است» پژوهش جامی . چاپ دوم. تهران. صص 394- 400 مراجعه کنند.

 

 

 

 

 
 

ã

 
 

ذربایجان" دا یازیلان مطلب لردن باشفا سایت لار ویایینلاردا فایدالانماق،
 یالنیز یازیچی، ترجمه چی و قایناق آ
دلارینی چکمکله آزادیر.

Azerbaycan

www.turkiran.com

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:37  توسط امید  | 

21 Azer - 1945 - 1946 South Azerbaijan(Iran)

بیست و یک آذر روز کشتار ملت آذربایجان

  1325


از جشن ملی  21 آذرماه سال 1324

  تا

ماتم ملی 21 آذرماه سال 1325

<<<<<


فاجعه دهشتناک کتابسوزان در 26 آذرماه سال 1325 

1357 شاه دیکتاتور فاشیست و راسیست ایران , در آتش


آذربايجان
در يك آلبوم عكس تاريخی
ديدار دختر ستارخان با پيشه وری

http://www.tabriz-info.com/tabriz/aks-ferghe/index.html



 


 

 

 
 
 

21 Azar

                 Jamshid Niyazi  

<<<<<<<<<<

جنبش 21 آذر در آذربایجان پیشگام دمکراسی در ایران بود

سوئد، دکتر محمد حسین یحیایی

21 Azar

             Moosa Hashemi

<<<<<<<<<<

جشن نور افشانی 21 آذر رویکردی نوین در حرکت ملی آذربایجان

2005

محمد مهراب

نوید آذربایجان. اورميه

)  شماره326- 22 آذر 1382-13  دسامبر 2003 (

<<<<<<<<<<

Federalism is the Lesson of 21-Azar

<<<<<<<<<<

21 Azar 

>>Bahram Rahmani<<

21 Azar

E.Kamyarvand

<<<<<<<<<<  

بوراسی 21 آذر،   دیللره  دستان  

World War II -- 60 Years After: The Anglo-Soviet Invasion Of Iran And Washington-Tehran Relations
By Bill Samii

<<<<<<<<<<

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

www.turkiran.com

27 Avgust Pişəvərinin Doğum Günü

Doğum Günün Kutlu Olsun, Pişəveri ! Doğum Günün Mübarək


 
+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:32  توسط امید  | 

عنوان:آذربایجان جنوبی ‘ دموکراسی وضرورتهای زمان

خطاب به تمام احزاب ‘گروههاوفعالین عرصه سیاست واجتماع آذربایجان جنوبی :

 

 

باور کنید سختتر ودرد ناکتراز تیرهای حکومت شوونیستی ایران ‘ طعنه های حسودان وتوطئه دسیسه کند گان‘ شنیدن اخباراختلا فها ودرگیریهای برادران وخواهران فعال سیاسی- اجتماعی ملت آذربایجان جنوبی درخارج ازایران است.بنابراین ازسردرد وامیداین نوشته رامی نویسم‘بخوانید وبه حساب گله مندی مگذارید بلکه به  چشم یک آسیب شناسی حرکت به آن نگاه کنید ودرس بگیریم که همه محتاج آموختنیم.

 

تنوع گروههای فعال درعرصه سیاسی – اجتماعی آذربایجان جنوبی ونظرات مختلف درمیان آنها نه تنها مخرب ومایه نگرانی نیست بلکه عامل قدرت وتحلیل دقیق مسائل می باشد که می تواند ما را درپیمودن راهی که برای آزادی وتحقق حقوق انسانی ومدنی لگدمال شده ملک وملت آذربایجان جنوبی برگزیده ایم یاری دهد تا  مطمئن تروصحیح ترگام برداریم . چیزی که دراین میان دارای اهمیت می باشد نحوه ارتباط وهمکاری این گروهها باهم وچگونگی تقابل نیروها ونظرات آنها می باشدوهمچنین درک اولویتهای زمان وضرورتهای نهضت وحرکت می باشد . بروز اختلاف  و تشنج میان گروهها و فعالین در مراحل مختلف حرکت ومبارزه  و درمیدان تصمیم گیری وبرنامه ریزی برای قیام امری قابل پیش بینی وطبیعی تلقی می گرددواین ازتکثرافکاروعقاید ناشی می شوداین درهمه انقلابها وحرکتها بوده وقابل بررسی است. نکته مهم در این میان - که می تواند عامل قدرت ویا  ضعف حرکت‘معرف میزان رشد اجتماعی و بلوغ سیاسی  گروهها و فعالین باشد- چگونگی حل این اختلافها‘مد یریت بحران ومیزان صداقت آنها در فرونشاندن التهابها وکنترل تشنجات پیش آمده می باشد.ولی زیانها وضربات غافل شدن از ضرورتهای زمان وعدم درک مصلحتهای نهضت ‘ برپیکره حرکت را حتی گذشت زمان نیز نمی تواند جبران  کند .انتقادعلمی ‘هدفمند ومنصفانه  فعالیتها وآرا ونظرات فعالین نهضت بیداری وآزادی آذربایجان جنوبی وهم چنین تنوع وتکثر در کمیت وکیفیت احزاب وگروهها از اصول مشخصه دموکراسی که موردپذیرش همگان می باشد ‘است ولی سوال اساسی که در اینجامطرح است ومی تواند به عنوان نقطه عطفی در آسیب شناسی حرکت تلقی گردد این است که :

 

ضرورت امروزنهضت آزادی وبیداری وانقلاب هویت طلبی ملک وملت آذربایجان جنوبی چیست ؟وبه عبارت دیگر کدام اقدام مادرجهت وهمسو با منافع ومصالح ملی ملک وملت آذربایجان جنوبی است ؟

 

اگر امروز و در این شرایط سخت که نزدیکی  دلها مایه پشت گرمی ونقطه قوت حرکت  است ‘  نتوانیم همدیگر راتحمل کنیم فردا ودرصورت پیروزی وکسب قدرت چگونه می توانیم همدیگرراتحمل کنیم ؟!اگر این اختلا فهای مهارنشده ودرگیری های سیاسی وخدای نا کرده شخصی!؟ به کند شد ن سرعت حرکت وحتی سرکوبی وآبروریزی آن منجرشود‘ فردا ودربرابرتاریخ وآیندگان چه جوابی برای گفتن خواهیم داشت؟!امروزمام میهن نگران ماست وچه بهترکه ما نیز نگران نگرانی های او باشیم وهمه اندکی از توقعات خود بکاهیم وهمه درزیریک پرچم ودرپوشش یک جبهه فراگیر وحول یک محورکه همانا خواست ملی همه ما وخواست تاریخی شهیدان ما وخواست قلبی همه ملت ما وعامل وحدت وقد رت ما باهرمرام وعقیده ای‘ چه استقلال‘چه فدرال وچه رفراندم‘فریاد به بغض نشسته به بند کشیده شده گان ما‘نیزمی باشد وآن چیزی نیست جزء احیائ حقوق لگدمال وسرکوب وبه رسمیت نشناخته شده انسانی ومدنی ملت آذربایجان جنوبی ازجمله حق تعیین سرنوشت سیاسی– اجتماعی از طریق یک همه پرسی آزاد ‘جمع شویم وبه مبارزه مدنی خویش ادامه دهیم که ضرورت زمان نیزازما چنین می طلبد که یک د ست صدا ندارد .امروزکه دشمنان وشوونیستها درحال انواع توطئه افکنی ها‘کشتار‘تحریف‘ایجاد چند دستگی و .... در برابر حرکت مدنی و هویت خواهانه ملت ما هستند چرا ما بهانه به دست آنها دهیم وکارآنها راآسانترکنیم !؟چرااین نقاط قوت ما آلتی شود تاآنها مارا ذبح شرعی کنند ؟!امروزه که همه علیه ما هستند ومتحد در برابر ملت ما موضع گرفته اند ‘یکی می کشد وسرکوب می سازد ‘دیگری تحریف میسازد ووقایع راجوردیگر جلوه میدهد ‘دیگری انکار میکند ووقایع رازائیده خواب ورویا می داند ‘دیگری مارا به جنایت وخیانت متهم می سازد و.... پس ما چرا !؟برادران وخواهران عزیز ماچرا!؟

 

 

مگر ما بجزءهمدیگر کس دیگری راصادقانه در کنار خود داریم !؟

 

 

بیائید بخاطرخدا ووطن وبخاطرخانوادههای داغداروشهیدان چشم انتظار‘با هرتفکرواندیشه ی  دست در دست همدیگر دهیم و دلها را به هم نزدیکتر سازیم وکشتی نجات وسعادت ملک وملت رادراین دریای پر از طوفان  و تلاطم هدایت وبه ساحل نجات وسلامت رهنمون سازیم.امروز بایسته وشایسته است که همه امکانات ونیروهای خودرا در جهتی مشترک وهدفمند   بکارگیریم تاقدرت ملت ما افزایش پیدا کند ‘صدای حق طلبی ملت ما رساتر بگوش جهانیان برسد و شوونیستهای خونخواروضدمدنیت درپیشگاه جهانیان رسواترازپیش گردند .نهضت بیداری وهویت خواهی ملت آزبایجان جنوبی که از سالیان قبل آغاز گشته وامروز که میرود شکل پذیر وقالب گزین شده ویافته های خویش را از این استخراج وغوطه وری ‘ عرضه کند نباید طعمه گرگهای در کمین نشسته شوونیست گردد امروزما حق سهم خواهی ازاین حرکت وجنگ قدرت نداریم که هرچه هست ازآن ملت ما ست و این فعالیت ما امانتی است عظیم ومسئولیت آور !

 

ما صاحبان حرکت وملت نیستیم بلکه ما بر گزیدگان امتیم و در فردای رستاخیز باید پاسخگوی پندار ‘گفتار و کردار خویش باشیم ‘باشد که رستگار و رو سفید گردیم.

 

به عقیده این حقیر حزب سازی ‘انتقادهای تند وخارج از عرف سیاسی که بیشتر به ایراد گیریهای شخصی وحزبی بدل شده است‘ جنگ اینترنتی ‘استعفا ها وشخصیت سازیها ‘نادیده گرفتن گذشته های افتخارآمیز برخی از بزرگان وبرخی ازاعما لی که امروزه به عنوان فعالیت سیاسی– اجتماعی درراه وطن انجام می شود به مصلحت آینده آذربایجان نیست وپذیرش نوعی دموکراسی کنترل وهدایت شده می تواند بسیار موثر باشد بنابراین :

 

1- تشکیل حزب وگروه بیش از این لازم نیست واجتماع در سایه یک جبهه فراگیر ویا تعدادی حزب قدرتمند ومردمی وقاعده مند می تواندکمک بیشتری به ما بکند .

2- کاستن از حجم انتقادها وانجام آن بصورت خصوصی واندکی خارج از دیدگان افکار عمومی

3- درک ضرورت زمان ونهضت وآگاهی بخشی به ملتمان دررابطه به دردها وانتخابهای پیشرو ملک وملت آذربایجان جنوبی نشان دهنده بلوغ سیاسی – اجتماعی همه ماست

4- دشمن همه ما شوونیسم وفاشیسم حاکم  بر ملک وملت آذربایجان جنوبی است ورسالت همه ما سرنگونی آن

 

 

 

 

 

زنده باد آذربایجان

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:26  توسط امید  | 

سفر به مرند

ملت آذربایجان به ناسیونالیزم ترک و هویت طلبی ایمان آورده اند

 

      میدان ورودی مرند از طرف جاده قدیمی تبریز-مرند با شمایلی از "یا قائم آل محمد" در وسط میدان آراسته شده است و در کنار میدان بر روی کیوسک تلفن عمومی جمله"منیم دیلیم اولن دئیل  فارس دیلینه دونن دئیل" بیش از هر چیزی خود نمائی می کند که با برچسبهای رنگی مخصوص بر روی چارچوب فلزی دکه چسبانده شده اند و مامورین جمهوری اسلامی به صورت کامل نتوانسته اند آنرا پاک کنند. هویت طلبان ترک در این شهر قبل و بعد از قیام خرداد 85 با دیوار نویسی وپخش تراکت و اعلامیه حامیان حاکمان ضد ترک تهران را عاصی کرده اند نیروهای ضد ترک و ضد آذربایجانی که بیشتر از میان بسیجیان اغفال شده و سرهنگهای سیاسی سپاه که به منافع شخصی خود فکر می کنند انتخاب می شوند و آنها را دولت مرکزی در مقابل جوانان هویت طلب ترک که به "منافع ملی آذربایجان" می اندیشند قرار می دهد در این شهر با همه هویت طلبان که صحبت می شود همه از منافع ملت آذربایجان حرف می زنند و از زبان ترکی و از زنده نگه داشتن هویت تورکی که زبان ترکی یکی از عناصر اصلی آن می باشد،  جوانان هویت طلب با هوشیاری کامل و به صورت عملگرا با مسائل و مشکلات آذربایجان برخورد می کنند و تقریبا احساسات و هیجانات آنی و زودگذر به کناری نهاده شده و بر واقعگرائی و رئالیسم در سیاست و برنامه ریزیها انگشت گذاشته می شود.

      در "پارک شهر" مرند با چند جوان 17 و 18 ساله سر صحبت را باز می کنم و صحبت را به حوادث خرداد 85 می کشانم همه از"انقلاب هویت" آذربایجان و شهر مرند با غرور خاصی یاد می کنند و بسیاری از آنها خاطرات تلخ و شیرینی را از حوادث خرداد تعریف می کنند یکی از جوانان از اعزام نیروهای فارس به شهر مرند برای سرکوب قیام ملی خشم خود را نمی تواند پنهان کند و دولت فارسگرای تهران را عامل سرکوب ملت آذربایجان میداند و همچنین مزدوران بومی آنهارا به باد انتقاد می گیرد که به خاطر منافع شخصی خود،  رودروی بهترین فرزندان ملت آذربایجان قرار گرفته اند. یکی از جوانان که شاهد کتک خوردن زنان و کودکان توسط ماموران فارس بوده است می گوید"آنها همچون لشکر کوروش و داریوش در شهر آریاتازی می کردند به هیچ کس حتی زنان پیر هم رحم نمی کردند" یکی دیگر از آنها آستین پیراهن خود را بالا می زند و جای زخم حوادث خرداد را نشان می دهد و می گوید" من در حال عبور از خیابان امام خمینی بودم که یک هو چند بسیجی و لباس شخصی که احتمالا از کادرهای سپاه بودند به من و چند رهگذر دیگر حمله کردند و یکی از آنها با چماقی که در دست داشت به بازوی من کوبید و بازوی من زخمی شد" از چماقدراران حاکمان ضد ترک تهران همه جوانان دل پر خونی داشتند.

       روزهای جمعه در مرند شهرداری با همکاری ورزش دوستان،  ساعت 6 صبح  مردم را با اتوبوس به نزدیکترین تپه شهر می برند "یومورو تپه" روزهای جمعه پذیرای همه ورزش دوستان و عاشقان کوه پیمائی می شود و بسیاری از ملتچی ها و هویت طلبان ترک هم به همراه مردم و خانواده های خود برای کوه پیمائی با مردم همگام می شوند و درحالی که با مردم همراه هستند دردهای ملت آذربایجان را با آنها درمیان می گذارند و آنها را نسبت به سرنوشت خود و آذربایجان هوشیارتر می کنند. من در حالی که با سیل جمعیت به طرف بالای تپه می رفتم با چند جوان پر انرژی و با نشاط روبرو شدم که علاوه بر کوه پیمائی  و هم صحبتی با مردم خود را برای ورزشها سختتر آماده می کردند که در بالای تپه  یا در دامنه های آن کارهای رزمی و فیزیکی جداگانه ای را انجام دهند. از طرز برخورد مودبانه و احترام آمیز آنها می شد فهمید که جزو هویت طلبان ترک هستند اکثر آنها دانشجو بودند یکی از آنها وقتی  فهمید که من از تهران آمده ام درباره وضعیت ترکهای تهران از من سوالاتی کرد و از بی تفاوتی ترکهای تهران نسبت به هویت خود و زبان ترکی گله کرد من هم به اندازه دانش خود از وضعیت ترکها در تهران به آنها اطلاعاتی دادم. وقتی من از آنها پرسیدم برای چه  این محل را برای ورزشهای رزمی و فیزیکی انتخاب کرده اید؟ یکی از آنها با جدیتی که در قیاقه اش بود جواب داد"منطقه خاورمیانه و ایران آبستن حوادثی بزرگی است ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این حوادث اتفاق خواهد افتاد باید خود را برای روزهای دشوار آینده آماده کنیم باید اول از خود و دوستانمان شروع کنیم و آمادگی های فیزیکی و رزمی خود را باید بالا ببریم بعد ملت خود را منسجم کنیم تا بتوانیم بر مشکلات آذربایجان در آینده فائق آییم همچنین ورزش در کوه اراده انسان را برای  مبارزه بیشتر می کند" از روشن بینی و آینده نگری این جوانان ذوق زده شده بودم. اراده پولادین آنها  آینده خوشی را برای آذربایجان نوید می داد.

     تاکسی ها و اتوبوسها در اکثر شهرهای آذربایجان جنوبی محل بحثهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی می باشد وقتی در مرند هم سوار تاکسی شدم اکثر مسافران از اقتصاد بد آذربایجان گله می کردند و از بی مسئولیتی مدیران و مسئولان دولتی آذربایجان جنوبی شکوه ها میکردند و خرابی اقتصاد آذربایجان به حاکمان ضد آذربایجانی تهران نسبت می دادند. یکی از مسافران که نسبتا جوان بود گفت"دولت می خواهد آذربایجان را بشکند تا  ترکها نتوانند سربلند کنند و بگویند ما ترک هستیم آنها غرور ملی ترکهای را می خواهند بشکنند می خواهد همه ما به خاطر یک لقمه نان در شهرهای فارسستان خود را مشغول کارهای پست کنیم و آواره باشیم" دیگری که میانسال بود و می شد فهمید که طرفدار حکومت است گفت" جمهوری اسلامی برای آذربایجان همه کار کرده است ولی شما قدر جمهوری اسلامی را نمدانید و بر علیه آن تبلیغات می کنید" آن جوان که معلوم بود دارای اطلاعات کافی درباره مرند بود به آن مرد میانسال گفت"جمهوری اسلامی برای آذربایجان کاری نکرده است بلکه آذربایجان را دوشیده است در این مرند 7 سال است که می خواهند کارخانه لامپ تصویر ایجاد کنند ولی پول مردم را گرفته اند و هیچ کاری نکرده اند دولت برای مرند و آذربایجان کاری نمی کند فقط منتظر است یک آذربایجانی وطن پرست یک کارگاه یا کارخانه ای را با پول خود بسازد بعد از او مالیات بگیرد" حرفهای منطقی و مستند جوان آب سردی بود که بر سر آن مرد میانسال طرفدار حکومت ریخته شد و ایشان دیگر حرفی برای گفتن نداشت راننده هم با این جوان موافق بود و حرفهای او را تایید می کرد.

      زیر پوست شهر می شد هویت طلبی و حفظ زبان ترکی را دید در خیابان که قدم می زنی می توان نام مغازه ها و دکانهائی را به وفور دید که نام ترکی دارند اگر که دولت نامگذاری مغازه ها را به زبان ترکی ممنوع کرده است ولی مردم مرند  به مبارزه منفی خود ادامه می دهند همچنین نام اکثر بچه های جدید الولاده ترکی است از آتیلا گرفته تا آرال، آیلار، ائلمان...مردم انقلابی در نامگذاری بچه های خود به نامهای ترکی ایجاد کرده اند و دولت هم نمی تواند از این کار جلوگیری کند حتی آنها هم که حالا نمی توانند اسم خود را به ترکی تغییر دهند برای خود اسامی ترکی انتخاب کرده اند و دوستانشان با آن اسامی آنها را صدا می زنند.

       بیگانگی با زبان فارسی و تسلط به زبان ترکی در شهر و در بین خانواده ها بیشتر احساس می شود حتی اکثر جوانان که به ماهواره ترک ست نگاه می کنند به لهجه استانبولی هم آشنائی دارند بعد از قیامهای خرداد مردم بیشتر با هویت و زبان خود آشنائی پیدا کرده اند و تعصب به زبان ترکی بیشتر شده است شعارهای مردم پسند قیام خرداد ورد زبان مردم و بچه هاست"فارس دیلی..." یا" هرکس کی بیطرفدی..." اینگونه شعارهای تمایز هویت بین فارسها و تورکها را در ایران فعلی آشکار می کند. خصوصا تلویزیون"گوناز" نقش بارزی در آگاهی مردم نسبت به هویت خود بازی کرده است. در اکثر کوچه پس کوچه ها فرکانس این تلویزیون بر روی دیوار ها نوشته شده است خصوصا در جلو مدارس و مراکز عمومی یا شعارهای"منیم دیلیم اولن دئیل..." بر روی دیوار بیشتر دیده می شود.

     مطبوعات مستقل و آزاد آذربایجان که درد ملت آذربایجان را منعکس می کردند بسته شده است حالا در مرند چند هفته نامه منتشر می شود اکثر مطالب آنها دیکته شده توسط حکومت مرکزی و یا حرفهای حامیان آنها می باشد. در مرند نشریه "جیققلی باخچا" که برای کودکان نشر می بافت توقیف شده است ولی چند نشریه که به زبان فارسی منتشر می شود وجود خارجی دارند"باغچه بان" و "آوای میشو مرند" هر دوتا هفته نامه هستند و بیشتر مطالب معمولی،  گزارشات مدیران ادارات را منعکس میکنند. نشریات در مرند غیر حرفه ای هستند آنها دارای خبرنگاران حرفه ای و آموزش دیده نیستند. عکسی که در صفحه اول یکی از آنها درباه اعضا شورای شهر چاپ کرده بود معلوم بود که برای تبلیغات آقایان زده شده است و دقیقا این عکس غیر حرفه ای بودن سردبیر آن را هم می رساند.

     احزاب و گروههای سیاسی فارسگرا و مرکزا هم در مرند فعال هستند و بعضی از آنها هم دفتر دارند ولی کسی این گروهها را تحویل نمیگیرد اکثر اعضای آنها مدیران ادارات دولتی و یا نانخور دولت هستند از جمله حزب موتلفه اسلامی و جبهه مشارکت در مرند اعضای فعال دارند اکثر مردم مرند این افراد را "پادوهای سیاسی" می دانند که برای مرکزنشینان رای دلالی می کنند به راحتی می توان گفت که اینها"دلالان سیاسی" هستند که رای مردم را ارزان می خرند و به گروههای فارسگرا در مرکز می فروشند. این گروهها خصوصا در ایام انتخابات فرمایشی مرکز،  فعال می شوند. مردم می پرسند اگر اینها می خواهند برای ملت آذربایجان کار کنند چرا تابع تهران نشینان و قدرت طلبان در تهران هستند؟ بیایند با نام آذربایجان برای ملت آذربایجان حزب تاسیس کنند و از حقوق قانونی آنها دفاع کنند. در طول تاریخ،  آذربایجان برای تهران تعیین تکلیف کرده است نه تهران برای آذربایجان ولی حالا این افراد دلال صفت به راحتی رای ملت آذربایجان را می فروشند حتی خود آذربایجان را اینها به یک موبایل یا ماشین می فروشند!

    در مرند بیش از 100 مسجد وجود دارد که در بسیاری از آنها پایگاه  های بسیج وجود دارد و جوانان نا آگاه را جذب می کنند با اغفال آنها،  آنها را در مقابل ملت قرار می دهند. چند پایگاه بسیج در مرند از همه بیشتر فعالیت ضد ترکی و ضد آذربایجانی دارند1. پایگاه مسجد المهدی که فعالیتهای زیادی برای ضدیت با آذربایجان دارد و همچنین فعالیت این پایگاه بیشتر درباره کارهای فرهنگی و برگزاری نمایشگاه ها می باشد.2 پایگاه مسجد جان آغا: این مسجد از زمان انقلاب مرکز گروهای اطلاعاتی و سنتی می باشد بیتشر اطلاعاتی های مرند از اعضای سابق این پایگاه بوده اند حتی بسیاری از نیروهای سپاهی و اطلاعاتی مرند که در شهرهای دیگر آذربایجان فعالیت می کنند از اعضای فعال این پایگاه بوده اند. از جمله در ادارات تبریز که بعضی از مرندیها در حراست این ادارات و دانشگاهها مشغول هستند از جمله دراداره اطلاعات تبریز، استانداری، دانشگاه تبریز، دانشگاه آزاد تبریز  و دیگر ادارات تبریزاکثرا سابقه فعالیت در پایگاه مسجد جان آغا داشته اند. اعضای این پایگاه نفوذ بیشتری در تمام ادارات مرند دارند از جمله در آموزش و پرورش، شهرداری، بنیاد شهید، اطلاعات، سپاه، فرمانداری... و در بسیج ادارات و حراست ادارات هم دارای نفوذ قابل توجهی می باشد.

       مرند دارای دو دانشگاه (پیام نور وآزاد) و یک آموزشکده فنی است و این دانشگاهها در رشد هویت طلبی و ناسیونالیزم ترک در مرند نقش خوبی داشته اند در دانشگاه آزاد چند سال پیش نشریه دانشجوئی "نسیم" منتشر می شد که توسط نیروهای ضد آذربایجانی بسته شد و همچنین در دانشگاه پیام نور هم نشریه "چالیش"منتشر می شد که با سنگ اندازی نیروهای بسیجی این دانشگاه توقیف شد در توقیف این نشریه بسیج دانشگاه  پیام نور از جمله رئیس سابق بسیج که حالا فارغ التحصیل شده است نقش پررنگی داشته است.

.

       استقلال آذربایجان جنوبی و استقلال طلبی  امروزه در مرند بین جوانان و مردم امری کاملا جا افتاده است از هر کس که می پرسی برای آینده آذربایجان جنوبی حامی استقلال یا فدرال هستی؟  اکثرا با استدلالهای صحیح استقلال را برای آذربایجان پیشنهاد می کنند و طرفدار استقلال آذربایجان جنوبی هستند و فدرالیزم را تامین کننده منافع فاشیسم آریائی می دانند و اعتقادی به فدرالیزم ندارند و در مقابل آنهائی که می گویند آذربایجان ممکن است از نظر اقتصادی نتواند خود را تامین کند می گویند این فارسستان است که چیزی برای تامین اقتصاد خود ندارد آذربایجان برای اداره خود همه چیز دارد از نفت(بلوکهای نفتی مغان) گرفته تا گاز(گاز خزر) معادن مختلف، نیروی کار فعال، نیروی انسانی اندیشمند و مدیر و همچنین موقعیت استراتئزیک آذربایجان جنوبی که با چند کشور همسایه است. این دروغ و شایعه سازی فارسها  را که آذربایجان نمی تواند از نظر اقتصادی خود را تامین کند را هیچ هویت طلبی قبول نمی کند. چرا که فارسها خود برای اداره اقتصادی خویش چیزی ندارند و می خواهند با استعمار و استثمار ملل غیر فارس به آروزهای پوچ خود برسند.

       نظر اکثر جوانان در مرند بر اشغالی بودن آذربایجان جنوبی می باشد چرا که آنها معتقد هستند که بعد از قتل عام ملت آذربایجان در21 آذر 1325 ارتش فارشیسم آریائی آذربایجان را اشغال کرده است و امروزه هم آذربایجان جنوبی تحت اشغال آنهاست و باید به این اشغالگری فارسها پایان داده شود و مبارزه و مقاومت باید تا پایان اشغالگری ادامه داشته باشد و بسیاری از جوانان پیشنهاد می کردن که فعالین خارج از کشور باید در این باره فعالیتهای دیپلماتیک انجام دهند تا آذربایجان جنوبی را به عنوان"منطقه پرواز ممنوع"  مثل کردستان عراق در زمان صدام از طرف جامعه جهانی اعلام شود.

در مرند مثل اکثر شهرهای آذربایجان جنوبی مردم یک راه برای سعادت خود پیدا کرده اند و آن همان ناسیونالیزم ترک و هویت طلبی می باشد مردم از تجربه راههای دیگر از جمله ایرانگرائی، امت اسلامی، اصلاح طلبی... چیزی عایدشان نشده و همه چیز خود را در راه ایرانگرائی آریا محور، اسلامگرائی آریائی، اصلاح طلبی پان فارسیستی از دست داده اند و حالا می خواهند به منافع ملی خود فکر کنند و منافع ملی خود را هم در ملی گرائی ترک و هویت طلبی می بینند و از استعمار فرهنگی، اقتصادی ... نفرت دارند.

 

 

ساواش  هرزندلی

   

گزارش قیام خرداد مرند

شور و شعور مبارزه و تداوم مبارزه  با آپارتاید

 

      شهر مرند در مورخه 2و3 خرداد 1385 شمسی شاهد بزرگترین قیام مردمی خود  بعد از انقلاب 57 بر علیه آپارتاید و تبعیض بود و در طول این دو روز مردم مرند با سر دادن شعارهای ملی و درخواست حقوق قانونی خود پشت حامیان تهران را به لرزه درآوردند. این قیام مردمی و ضد آپارتاید حاصل تلاش  چندین ساله فرزندان صدیق آذربایجان در مرند می باشد. آنان که در طول سالهای گذشته علی الخصوص در طول یک سال گذشته بشترین تبلیغات فرهنگی را در بین مردم جهت آگاهی آنها نسبت به حقوق خود انجام دادند و ذهن مردم را آماده همراهی با خواستهای قانونی خود کردند و بعد آنها را همگام خود ساختند.

       در طول یک سال گذشته بیشترین دیوار نویسی،  پخش اعلامیه، سی.دی ... در بین مردم صورت گرفته بود در روز عاشورا سی.دی نسل کشی قاراباغ، بیش از 400 جلد کتابچه جیبی"ایران و تورکها" در بین مردم پخش شده بود و همچنین نقش آگاهی بخش تلویزیون"گوناز" هم کاتالیزوری بود که افکاری عمومی را همراه هویت طلبان ترک کرده بود. علاوه بر آن  تبعیضات آشکار اقتصادی هم،  از جمله انتقال کارخانه احداث نشده"لامپ تصویر" مرند به مناطق فارس نشین ذهن مردم را جهت اعتراض به آپارتاید فارس آماده کرده بود. بسیاری از هویت طلبان از قبل برای اعتراض به انتقال لامپ تصویر به مناطق فارس نشین تبلیغاتی را جهت اعتراض عمومی انجام داده بودند و می خواستند برای اعتراض به این مساله اعتراضات مردمی برگزار کنند که مساله کاریکاتور موهن ورق پاره "ایران" پیش آمد و افکار عمومی را متوجه توهین آشکار ورق پاره ایران کرد و نشان داد که کینه فاشیسم فارس از ملت تورک پایانی ندارد هر چند ما تلرانس و مدارا را تبلیغ کنیم مردم عادی فارس و همچنین شبه روشنفکران آنها پرچمدار ترک ستیزی هستند و در این راه از همه چیز استفاده می کنند تا هویت و زبان ما را از بین ببرند حتی روزنامه ای که با پول بیت المال اداره می شود توپخانه توهین به ملت تورک شده است.

از این رو بود که هویت طلبان ترک بعد از توهین آشکار و نابخشودنی ورق پاره ایران به ملت تورک شروع به تبلیغات جهت دعوت مردم به اعتراضات خیابانی کردند در این بین اعتراضات  صدها هزار نفری مردم تبریز و قبل از آن خوی هم افکار عمومی مردم مرند را نسبت به اعتراض به حاکمیت فارس آماده کرده بود در زیر گزارش حوادث این دو روز هر چند به صورت ناقص ولی گویا به سمع و نظر فعالان ملی آذربایجان ارائه می گردد تا حوادث تاریخی آذربایجان در هیچ شهری از نظرها پنهان نباشد و کارهای ننگین فاشیسم بیشتر بر همگان عیان شود و سرکوب مردم معترض به بی عدالتی سندی باشد بر محاکمه عاملان و آمران این سرکوبها در آینده و چهره کریه و زشت دشمنان ملت آذربایجان بیشتر عیان شود و همچنین مزدوران بومی حاکمان تهران در آذربایجان که نقشی در این سرکوب داشته اند بیشتر شناخته شوند.

 

گزارش روز 2 خرداد

 

     هویت طلبان ترک از چندین روز قبل با پخش اعلامیه مردم را جهت اعتراض به توهین ورق پاره ایران در جلو مسجد المهدی دعوت کرده بودند و ساعت شروع تظاهرات را 6 بعد ازظهر اعلام کرده بودند و بیش 5 هزار اعلامیه در سطح شهر پخش شده بود که مردم را دعوت به اعتراض می کرد.

مسئولان امنیتی و انتظامی شهر مرند یک روز قبل از اعتراضات مردمی افراد مرتبط با هویت طلبان را برای اینکه حرکت اعتراضی را در نطفه خفه کند دستگیر کرده و در" اداره اماکن" تحت بازداشت قرار داده بودند و رئیس اداره اماکن(فردی به نام یوزباشی) به دادستان گفته بود که:"این حرکت در نطفه خفه شد و فردا هیچ اعتراض خیابانی و مردمی صورت نخواهد گرفت"

     نیروهای امنیتی و انتظامی به خاطر اینکه جلو مسجد المهدی از نظر امنیتی خیلی مهم بود بیشترین نیروی سرکوب خود را در این منطقه متمرکز کرده بودند و به این خاطر شروع قیام از مرکز شهر(حوض باشی) صورت گرفت مردم عادی(کوتله و قارایاخا) 10 دقیقه مانده به ساعت 6 بعد از ظهر با تجمع در میدان اصلی شهر(حوض باشی) که جمهوری اسلامی میدان امام خمینی نامگذاری کرده است با سر دادن شعار بر علیه دست اندارکاران روزنامه ایران خواستار بسته شدن آن می شوند همه به ترکی شعار می دادند(ایران روزنامه گره ک باغلانا) و ماموران نیروی انتظامی به خاطر ترک بودن بیشتر آنها،  رودروی مردم قرار نمی گیرند و مردم با سر دادن شعارهای ملی و هویت طلبانه به سوی خیابان جلفا که فرمانداری هم در آنجا قرار دارد هدایت می شوند همه یک صدا شعار می دادند"هارای هارای من تورکم"،"هرکس کی بی طرفدی فارسداندا..."و یا جمعیت با دیدن جوانان کی در کنار خیابان نظارگر بودند رو به آنها می کردند و شعار می داند"سنده تورک سن بیزده تورک   قوشول بیزه تورک اوغلان" و مردم عادی و جوانانی که بی تفاوت به مساله می نگریستند به هیجان آمده و به برادران و خواهران خود می پیوستند و همه با هم به سوی فرمانداری به تظاهرات پرداختند. بعد از یک کیلومتر سردادن شعارهای مختلف همه در جلو فرمانداری تجمع کردند افرادی هم که از راههای دیگر خود را به این محل رسانده بودند هماهنگ با آنهائی که از مرکز شهر حرکت کرده بودند در جلو فرمانداری شروع به شعار دادن کردند(منیم دیلیم اولن دئیل   فارس دیلینه دونن دئیل...) جمعیت که تخمینا به 20 هزار نفر می رسید جلو سخنرانی عوام فریبانه فرماندار که به فارسی صحبت می کرد گرفتند و نگذاشتند فرماندار عوام فریب صحبت کند فرماندار می گفت"من به همه شما کار خواهم داد" چیزی که دولت عوام فریب از انجام آن عاجز است و همچنین مردم با دادن شعار"داش باشیوا بئقیرت" مانع سخنرانی ایشان شدند.

     مردم عادی که با هیجان خاصی فرزندان هویت طلب خود را تشویق می کردند با دادن شعار"یاشاسین آذربایجان" نفرت خود را از فاشیسم فارس اعلام می کردند مردم معترض بعد از 40 دقیقه تجمع در جلو فرمانداری و دادن شعارهای ملی و انزجار از آپارتاید فارس با دادن شعار"هارای هارای من تورکم"،"آذربایجان بیر اولسون  مرکزی تبریز اولسون" به سوی مرکز شهر دوباره به حرکت در آمدند و بعد از عبور از مرکز شهر و خیابان امام خمینی، چهار راه هفت تیر، جلو مسجد المهدی به سوی دانشگاه آزاد حرکت کردند در بین راه هم بیشترین مردم عادی هم به آنها پیوستند. علت حرکت مردم به سوی دانشگاه آزاد محاصره شدن تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد در جلو دانشگاه توسط نیروهای خود فروخته بسیجی بود که مردم برای اینکه آنها را از مهلکه نجات دهند به سوی دانشگاه حرکت می کردند. طول تجمع در این حال به یک کیلومتر می رسید و مردم مثل سیل در حرکت بودند و از مرکز شهر تا جلو دانشگاه تقریبا در عرض 15 دقیقه طی شد در بین راه برخورد آنچنانی بین نیروهای انتظامی و امنیتی با مردم مشاهده نشد فقط در پمپ بنزین(اولین میدان شهر از طرف ورودی تبریز) نیروهای انتظامی می خواستند جلو حرکت را بگیرند تا مردم به فرزندان خود که در جلو دانشگاه در محاصره بودند نپیوندند ولی مردم حلقه های امنیتی را شکستند و به سوی دانشگاه راه افتادند و به فرزندان خود پیوستند یک ساعت در جلو دانشگاه شعارهای ملی را تکرار کردند و خواستهای قانونی ملت را فریاد زدند نیروهای بسیجی و امنیتی چون قافیه را باخته بودند به پشت بام و داخل ساختمان دانشگاه رفتند و از آنجا بعضی ها شروع به پرتاب سنگ به قیام کنندگان کردند و عده ای از آنها هم از پشت بام دانشگاه و از پنجره های آنها از مردم فیلم برداری می کردند که موجب تحریک مردم و جوانان شدند و عده ای از جوانان برای اینکه جلو کارهای آنها را بگیرند به آنها سنگ پرتاب کردند و موجب شکستن شیشه های پنجره های دانشگاه شدند.

     بعد از یک ساعت تجمع در جلو و اطراف دانشگاه آزاد دوباره مردم از جلو دانشگاه حرکت کرده و به سوی مرکز شهر به راه افتادند و همچنین در خیابان خوی نزدیک خوی کورپوسو(پل خوی)نیروهای امنیتی حرکت اعتراضی مردم را به خشونت می کشند و از این طریق می خواستند حرکت ارام مردم عادی را به خاک  و خون بکشند و نفوذی های اطلاعاتی بانک صادرات خوی کورپوسو را به آتش می کشند و نیروهای امنیتی هم شروع به دستگیری مردم می کنند در این مرحله تعداد بسیاری از معترضین توسط آنها دستگیر می شوند ولی برخورد نیروهای انتظامی با مردم محترمانه بود. به این صورت بعد از دستگیریهای گسترده و کشیده شدن اعتراضات به خشونت حوالی ساعت 9 شب اعتراضات 2 خرداد مرند به پایان میرسد.

 

روز 3 خرداد

 

     روز 2 خرداد بعد از اعتراضات گسترده مردم مرند تلویزیون استانی آذربایجان شرقی در خبر ساعت 11 شب خود اعلام می کند که مردم مرند فردا 3 خرداد ساعت 10 صبح جهت اعتراض به عمل تفرقه آمیز روزنامه ایران تظاهرات خواهند کرد و از این طریق می خواستند اعتراضات ملی مردم مرند را تبدیل به راهپیمائی دولتی کنند. در ساعت 10 صبح 3 خرداد عده ای از سپاهیان، بسیجی ها و افراد شاغل در حراست ادارات دولتی از جلو مسجد المهدی به سوی مرکز شهر با دادن شعار"آذربایجان اویاخدی   انقلابا دایاخدی" شروع به حرکت می کنند و مردم با شندیدن شعارهای دولتی آنها،  با نفرت به آنها نگاه می کردند و برای اینکه نیرنگهای آنها را نقش بر آب کنند با فاصله معناداری پشت سز آنها تجمع کرده و شروع به شعار دادن می کنند"آذربایجان اویاقدی  اوز دیلینه دایاقدی"، "آذربایجان جانباز   اوز دیلیندن آیریلماز"،" اولوم اولسون فاشیسته" با این شعارها راهپیمائی دولتی آنها را بر هم زده خود مردم یک تظاهرات 20 هزاری نفری به راه می اندازند امام جمعه مرند هم که می خواسته سخنرانی کند مردم مانع سخنرانی او می شوند و مردم به آنها علامت"بوز قورد" نشان داده و آنها را از میدان بیرون می کنند که در این حال نیروهای ضد شورش که از مناطق فارس نشین به شهر مرند آورده شده بودند دخالت می کنند و با ضرب و شتم مردم،  حتی به زنان و کودکان هم رحم نمی کردند و در این بین بسیاری از جوانان دستگیر شدند و نیروهای فارس جنایات بزرگی را مرتکب شدند و دستگیر شدگان را به مرکز نگهدای معتادان در زندان "قیرخلار" منتقل میکردند در حالی که نیروهای فارس با گاز اشک آور و باتوم مردم را نشانه می رفتند بسیاری از جوانان با روشن کردن آتش و تجمع در کنار آن گازهای اشک آور را بی اثر میکردند و گاهی هم جوانان به آنها سنگ و کلوخ پرتاب می کردند. این تجمع  به شدت تا حوالی ساعت 12 ظهر به طول انجامید ولی به صورت پراکنده  تا شب ادامه پیدا کرد بعد از غروب خورشید اعتراضات از مرکز شهر به محلات شهر کشیده شد از جمله در محلات(یالدور، خیابان جهاد، آغ زمین، جهارراه شیخ رفیعیان...) به صورت پراکنده جوانان با نیروهای بسیجی و سپاهی به درگیری می پرداختند جوانان در محلات شعار می دادند"بیز اولمه گه حاضیریق   بابکین سربازییق" و با سردادن این شعار به مبارزه با نیروهای تاریک اندیش می پرداختند بعد از سرکوب در شهر حکومت نظامی اعلام نشده برقرار شده بود و همه چهارراه ها را نیروهای بسیجی قرق کرده بودند. افراد زخمی که در این روز به بیمارستان" رازی" مرند منتقل می شدند توسط نیروهای امنیتی دستگیر می شدند و با آنها بد رفتاری می شد در حالی که آنها را شکنجه می کردند به آنها گفته بودند که"شما سربازان بابک هستید؟ شما را ما می کشیم!" همچنین آنهائی هم که دستگیر شده بودند در زندان زیر شکنجه،  ماموران امنیتی به آنها گفته بودندکه " شما برای مرگ آماده اید؟ همه شما را نیست و نابود خواهیم کرد"

 

حواشی:

1. نیروهای انتظامی بیشترین همکاری را با معترضین داشتند و حتی یک سرهنگ نیروی انتظامی مرند که کتک زدن یک پیرزن توسط نیروهای ضد شورش فارس را دیده بود با آنها درگیر شده بود و به آنها گفته بود"شما از جان این ملت چه می خواهید؟"

 

ساواش  هرزندلی

 

 

 

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:21  توسط امید  | 

توهين  و تحقير ترک هاي ايران، توهين  به همه ايراني هاست

     

         

<<<<<

  Azerbaijan demonstration in QOSHACHAY   


ستم ملي

 

رضا براهني

 


سلطان علی ميرزا هم اکنون بزگترين اولاد ذکور از ميان برادرزادگان احمدشاه است که در صورتی که سلطنتش ادامه می يافت، تاج و تخت ايران پس از او به آنان انتقال می يافت

او کتابی نيز درباره تاريخ قاجار به زبان فرانسه با نام 

شاهان فراموش شده نوشته (Les Rois Oublie) 

MP3    Download Soltan Ali Mirza Qajar

سولطان احمد شاه قاجار ١٩٣٠-١٨٩٦

 ورود لوازم و مظاهر تجدد به ايران

ساقط نمودن قاجارها و آغاز فارس سازی

 احمد شاه قاجار ١٩٣٠-١٨٩٦

Soltan Ali Mirza Kadjar

Sultan Əhməd Şah Qacar


مي دانيد که خود رضا شاه هم بي سواد بود. سفير آمريکا در تهران رضا شاه را در زمان سلطنتش چنين توصيف کرده است: «پسر بي سواد يک روستايي بي سواد»، مردي که «تنها مقدار ناچيزي با توحش فاصله دارد.» حالا اين آدم را به عنوان يک "شاه فرهنگ پرور" معرفي مي کنند

<<<<<<<<<<

Turk Nation of Iran (Azarbaijani Turks) 

 

 

 

 

 

 

Symposium on human rights and

ethnicity in Iran  

<<<<<<<<<<

  Kurd Nation of Iran

  قاضی محمد - عکس از سايت حزب دموکرات کردستان ايران

قاضی محمد، رهبر حزب دموکرات و رئيس نخستين جمهوری کرد که در سال 1324 در مهاباد تأسيس شد و يازده ماه دوام يافت، او در دهم فروردين 1326 در ميدان مرکزی شهر مهاباد به دار آويخته شد

<<<<<<<<<<

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:18  توسط امید  | 

شعبه تشکیلات

هيئت موقت" كميته مركزي فرقه دموكرات آذربايجان (داخل)

حول اساسيي ترين مسايل آذربايجان جنوبي و تركهاي ديگر نقاط ايران

خطاب به اعضا و هواداران فرقه دمكرات آذربايجان ( داخل) و در رابطه با تدوين طرح استراتژي ملي و روند تاكتيكي آن در دوازدهم شهريور 1375 در تبريز بيانيه اي صادر نمود.

 "هيئت موقت" با توجه به ظهور برخي ديدگاههاي متناقض، حول چگونگي برخورد با حقوق ملي مردم آذربايجان جنوبي و تركهاي ساكن نقاط ديگر ايران كه مردم ما را به گمراهي و يا اتخاذ مواضع نا مشخص و ناپايدار سوق مي دهند، براي انسجام تشكيلاتي انتشار چنين بيانيه أي را ضروري ميداند. متن كامل بيانيه به شرح زير است:

هموطنان و همرزمان گرامي

تشكيلات داخل فرقه دمكرات آذربايجان در طول ربع قرن اخير مبارزه پرفراز و نشيبي را از سر گذرانده است. تا انقلاب بهمن 57 گروههاي غير متمركز در آذربايجان جنوبي فعاليت داشته و با پليس شاه دست و پنجه نرم ميكردند. بعد از انقلاب،"هيئت موقت" فرقه دمكرات آذربايجان، مركب از مبارزان فرقه أي كه از زندان شاه آزاد شده بودند همراه با اعضاي چندي از رهبران فرقه كه از مهاجرت باز گشته بودند كار سازماندهي در شهرها و روستاهاي آذربايجان جنوبي را در شرايط علني آغاز كرد و در اكثر نقاط آذربايجان، كميته شهرهاي فرقه دمكرات را ايجاد و با انتشار روزنامه "آذربايجان" به فعاليت هاي آموزشي، تبليغاتي، تشكيلاتي و برگزاري ميتينگ و مراسم هاي متعدد پرداخت. سازماندهي كارگران، دهقانان، كسبه و پيشه وران و روشنفكران آذربايجاني در تشكيلاتهاي صنفي از كارهاي برجسته اعضا و هواداران داخلي فرقه دمكرات آذربايجان در اين دوره است. متاسفانه طولي نكشيد كه انتشار روزنامه "آذربايجان" از طرف مسئولين جمهوري اسلامي ايران ممنوع اعلام شد و ديري نگذشت كه با شكست انقلاب، يورش به سازمانهاي صنفي، روشنفكري در آذربايجان آغاز شد و نهايت دفاتر و كتابفروشيهاي فرقه در شهرها مورد هجوم و فشار گروههاي حزب اللهي ها قرار گرفت و بالاخره بعد از چهار سال فعاليت  نيمه علني يورش سراسري در شهرهاي آذربايجان به اعضا و هواداران فرقه دمكرات آذربايجان از طرف جمهوري اسلامي ايران آغاز گرديد و بيش از هزار نفر فرقه اي بازداشت شدند. تعدادي از بهترين فرزندان خلق آذربايجان به جوخه اعدام سپرده شدند. برخي از اعضا فرقه نيز به ديگر ولايت و يا به خارج از ايران مهاجرت كردند. ديگر اعضاي فرقه كه در داخل از دستبرد رژيم جان سالم بدر بردند مبارزه را با ايجاد گروههاي غير متمركز تا امروز ادامه ميدهند. اين گروههاي فرقه دمكرات آذربايجان پيشاپيش ملت آذربايجان و در افشاي دشمن، ارتقاء آگاهي سياسي و ملي گامهاي موثر و جسارت آميزي را برداشته و بر ميدارند.

اختناق طولاني در ايران باعث جدايي دوبخش سازماني داخل و خارج فرقه شد. بنابر اين "هيئت موقت" مسئوليت كليه عملكرد سياسي و تشكيلاتي داخل فرقه دموكرات آذربايجان را بعهده گرفته و نواقص و انتقادات وارده را متوجه خود ميداند. همين طور مسئوليت فعاليت دوره طولاني مهاجرت از آن كميته مركزي فرقه دمكرات آذربايجان در باكوست. "هيئت موقت" بخاطر اختناق شديد در ايران ارتباط با كميته مركزي فرقه دمكرات آذربايجان در باكو را ضروري نميداند. هيئت موقت اميد وار است شرايطي پيش آيد كه فعاليت هر دو بخش از فعاليت فرقه مورد ارزيابي قرار گيرد. زمينه و محيط مبارزه ما و رفقاي مهاجر كاملامتفاوت بوده و طبيعي است كه اين امر در نتايج مبارزه نيز بي تاثير نيست. تا پنج سال پيش در جهان سيستم بين المللي دو قطبي حاكم بود. در نظام دو قطبي بازيگران عمده سيستم بين المللي در چار چوب دوبلوك صف آرائي ميكردند. هر يك تقريبا در پوشش رهبري يك "ابر قدرت" قرار داشتند. همه بازيگران تابع اصل سلسله مراتبي بودند. نوعي همگرايي برخاسته از تهديد دشمن مشترك در آنها ايجاد مي شد. در اين سيستم منافع ملي تابع منافع قطب بود. جهان به دو بخش سفيد و سياه تقسيم شده بود. اساس اين تقسيم بندي بيرون از گستره منافع اعضاي غير اصلي بلوك بود. هم چنين كشورها و احزاب از مواضع ثابت و كم و بيش تغيير ناپذير برخوردار بودند. تصميم گيريها در مركز قطبها انجام مي گرفت. حكومتهاي مركزي ايران در نظام دو قطبي در بلوك غرب جا داشتند. سركوب نهضت ملي 21 آذر و بخاك و خون كشيدن مردم آذربايجان توسط عوامل قطب غرب يعني رژيم پهلوي صورت گرفت. اين امر رهبري فرقه دمكرات آذربايجان را به قطب شرق نزديكتر ساخت و كنفرانس وحدت با حزب توده ايران نتيجه اين نزديكي بود. بدين ترتيب كميته مركزي مهاجر فرقه دمكرات آذربايجان تحت تاثير تغييرات مثبت و منفي بلوك شرق قرار گرفت.

پنج سال است كه بلوك شرق از هم فروپاشيده و آنها در جمهوري آذربايجان در جو سياسي جديد فعاليت مي كنند. ليكن در محيط مبارزه ما در داخل ايران  تغييرات كيفي روي نداده است. حكومت هاي مركزي رژيم پهلوي و ج. ا. ايران، درباره آذربايجان سياست يكسان اعمال كرده اند. ما در صدد غرض ورزي و يا تصاحب ميز اين يا آن فرد نبوده و نيستيم. بلكه در صدد روشن كردن برخي مواضع هستيم كه مردم آذربايجان را در مبارزات ملي استوارتر ساخته و در صاحب شدن به سر نوشت خويش و بازيابي مقام آذربايجانيان در جوامع ملل كمك نمايد.

 امروز آذربايجانيان در روياروئي با حكومت غدار ستم شيخي قرار دارند. جمهوري اسلامي ايران به سياست آذربايجان ستيزي خود در داخل و خارج از كشور ادامه ميدهد. سياست آسيميليزاسيون، تجزيه آذربايجان جنوبي به استانها، جدائي قزوين از زنجان، اسكان كردن كردها در اراضي اطراف اروميه، تغيير نام جغرافيائي روستاها و محلات و شهرها، عدم اجراي ماده 15 از قانون اساسي بعد از گذشت 17 سال از تصويب آن مبني بر آموزش زبان مادري در مدارس، ادامه سركوب تشكيلاتهاي ملي، صنفي و سياسي و فرهنگي آذربايجان، تشديد ستم مضاعف مل و طبقاتي و تشديد جو اختناق و پليسيٍ، تحصيص ناچيز بودجه به آذربايجان جنوبي نمونه هاي بارز سياست ديكتاتوري و شونيستي رژيم ج. ا. ايران در آذربايجان جنوبي است.

 جمهوري اسلامي ايران به سياست تهديد و فشار و تخريب عليه جمهوري آذربايجان بطور آشكار و پنهان پرداخته، كمك و تقويت ارمنستان را پيشه خود ساخته و شبانه روز مطبوعات ايران عليه جمهوري آذربايجان سم پاشي را ادامه مي دهد و توسط سازمان مخفي خود به عناويني در حيات سياسي، اقتصادي اين كشور به ماجرا آفريني مشغول است. بطور كلي وظيفه ما آذربايجانيان جنوبي دفاع از جمهوري آذربايجان است. بطور اعم موجوديت اين كشور به مثابه ميراث جمهوري دمكراتيك آذربايجان و جمهوري سوسياليستي آذربايجان به معناي تقويت ارزشهاي فرهنگي و تاريخي و ره آورد مادي و معنوي مردم ترك زبان آذربايجان و ديگر تركهاي نقاط ايران است. البته ما در كشمكشهاي سياسي داخلي آذربايجان شمالي كه جنبه فراگير ندارد مداخله نمي كنيم. تعيين تكليف براي اينگونه مسائل به عهده اهالي جمهوري آذربايجان است. ليكن ما همواره دستاوردهاي فرهنگي و تاريخي آذربايجان شمالي را از آن خود دانسته و از مغلوبيت آن رنج برده ايم. تجاوز ارضي جمهوري ارمنستان عليه جمهوري آذربايجان را محكوم كرده ايم و خواستار تخليه اراضي اشغالي آذربايجان هستيم. هر سال يازدهم دي، روز همبستگي بين المللي آذربايجانيان را ارج مي نهيم و روز تجزيه آذربايجان بوسيله روسيه تزاري را فاجعه ملي آذربايجان مي دانيم. علاوه بر آن طرفدار گسترش فعاليت هاي همه جانبه دياسپوراي آذربايجانيان جهان جهت شناساندن مسائل عمومي خود در سراسر دنيا هستيم زيرا پيگيري مبارزه بويژه براي كسب حقوق عادلانه مردم آذربايجان جنوبي با بسيج تمامي توان ميسر است.

عملكرد چندين ساله رژيم در مقابله با مبارزين و مللي كه در راه كسب حقوق ملي مبارزه مي كنند در مقابل چشم ماست. چه مصائبي كه بر سر مردم ترك، كرد، تركمن، لر و بلوچ نيامده است. رژيم مثل آب خوردن آدم مي كشد، ترور مي كند، همين عملكرد دژخيمانه رژيم بايد همه ملل ساكن را عليه حكومت مركزي ديكتاتور متحد سازد. تجربه نود سال اخير به مردم آذربايجان ثابت كرده است كه دستاوردهاي مبارزه همواره از طرف حكومتهاي مركزي يا بطاق نسيان سپرده شده و يا مسخ شده است. مواد 90 از قانون اساسي مصوبه دوره مشروطيت جهل سال روي كاغذ ماند. حكومتهاي خياباني و پيشه وري بخاك و خون كشيده شد. ماده 15 قانون اسلامي ج. ا. ايران 17 سال است كه جز ورق پاره اي ارزش ديگري براي حجج اسلام ندارد.هفده سال است كه فرقه دمكرات آذربايجان در داخل با رژيم ارتجاعي روبروست كه شديدا تسليح شده و حاضر به فهم زبان ديگري نيست. ما در مبارزه چند ساله به پايگاه مردمي خويش تكيه داشته ايم. ما موظف هستيم با توسل به تمامي امكانات بطور عملي تحولات را به نفع مردم خود سوق دهيم. در اين راه مجبور به استفاده از كليه اشكال سياسي مبارزه هستيم. كماكان مذاكره با نمايندكان خلقهاي ساكن ايران احزاب و گروههاي اپوزيسيون را ادامه مي دهيم. با آنان به اقدامات سياسي مشترك دست مي زنيم. تمركز فعاليت و مبارزه مردم ترك آذربايجان براي كسب حقوق ملي ملل كرد، بلوچ، عرب، تركمن و حتي كسب استقلال ملت فارس است. محول كردن حل مسئله ملي به حكومتهاي مركزي خط بطلان كشيدن بر روي آن است. "هيئت موقت" حل اين مسئله را وظيفه تاريخي خلق آذربايجان جنوبي مي داند و از گروههائي كه در اين راه به دول ديگر اميد بسته اند انتقاد مي كند. بعد از فروپاشي اتحاد شوروي دولتهاي ترك ازبكستان، قيرقيزستان، كازاخستان، تركمنستان و آذربايجان شمالي در منطقه ظاهر شدند كه با اقتصاد بحران زده دست بگريبان هستند.جمهوري تركيه سالهاست كه با بحران حكومت دست به گريبان است. با همه اينها بايد چشم به آينده داشت.مردم آذربايجان جنوبي همواره به تنهائي بار مبارزه را بر دوش داشته و اين امر طرف ديگر مظلوميت ملت ما است.

اعضا و هواداران فرقه دمكرات آذربايجان در داخل علاوه بر مبارزه در راه منافع آتي خلق آذربايجان با تكيه بر آرمان ملي از دفاع منافع آني مردم نيز غافل نبوده  و نيست و از هر گونه اقدام روز مره به نفع وطن و مردم آذربايجان پشتيباني بعمل مي آورد و از هر شيوه مبارزه مسالمت آميز استفاده مي كند. اعضا و هواداران فرقه دمكرات آذربايجان با تكيه بر قوانين بين المللي بويژه منشور سازمان ملل متحد مبني بر حق تعيين سرنوشت ملت، مكررا به دبير سازمان ملل متحد مراجعه و درخواست كرده كه جمهوري اسلامي ايران را موظف كند تا شرايط سياسي لازم براي تحقق حقوق ملي ملل ساكن در ايران را فراهم آورد. براي اين مقصود تشكيل رفراندومي را پيشنهاد كرده است. در رفراندوم مزبور مردم آذربايجان جنوبي يكي از دو راه را انتخاب خواهند كرد.

الف:ماندن در تركيب جمهوري فدرال. ب: تشكيل جمهوري مستقل آذربايجان جنوبي .

 در صورت باقي ماندن آذربايجان جنوبي در تركيب جمهوري هاي فدرال يكپارچگي اراضي آذربايجان جنوبي مركب از آذربايجان شرقي، غربي، زنجان، همدان، اردبيل، انزلي و خودمختاري هاي ترك نشين در ساير نقاط با ساختار زيرين تشكيل ميشود و وظايف زيرين را تحقق مي بخشد:

1_ از طريق انتخابات آزاد، مستقيم، غير علني و عمومي مجلس ملي آذربايجان جنوبي و انجمن هاي روستائي شهري و ولايت هاي خود مختار تشكيل ميگردد.

2_ مجلس ملي آذربايجان جنوبي، قانون اساسي جمهوري آذربايجان جنوبي را تصويب نموده حكومت ملي را تعيين مي كند. حكومت ملي برنامه خود را در مجلس مذاكره نموده و راي اعتماد دريافت مي دارد.

3_ زبان تركي همانند زبان حكومت ملي نهضت 21 آذر به رهبري پيشه وري زبان رسمي جمهوري آذربايجان جنوبي اعلام شده و زبان فارسي و يا انگليسي به مثابه زبان ارتباطات با ديگر حكومتهاي موجود در تركيب فدرال در نظر گرفته مي شود.

4_ اقليت هاي ملي مذهبي كه در آذربايجان جنوبي ساكن هستند عليرغم نقطه نظرات مختلف ديني، عقيدتي، سياسي از حقوق برابر انتخاباتي برخوردار بوده و همانند يك شهروند در اداره امور شركت جسته از حقوق خواندن و نوشتن و تحصيل به زبان مادري و رشد فرهنگ ملي خود برخوردار مي شوند.

5_حكومت ملي آذربايجان جنوبي مطابق با موازين حقوق بشر، آزادي احزاب، جمعيت ها، مطبوعات، قلم و بيان و مسافرت را تضمين مي كند.

6_حكومت ملي در راه از ميان برداشتن هر نوع تبعيض عليه زنان و تامين برابري حقوق زنان با مردان در شئون اجتماعي و سياسي و اقتصادي آنان و حمايت از تشكلهاي مستقل زنان كوشش بعمل مي آورد.

7_ اقتصاد آذربايجان جنوبي بر اساس اشكال سه گانه بخش خصوصي، تعاوني دولتي اداره مي شود. توسط حكومت نسبت معقول بين توسعه اقتصادي و عدالت اجتماعي بوجود مي آيد.

8- حكومت ملي آذربايجان جنوبي، توجه به شرايط محلي جهت رشد همه جانبه اقتصاديات كشور به توسعه صنايع و كشاورزي دقت لازم را مبذول مي دارد و در بازرگاني خارجي اولويت را به برقراري مناسبات با جمهوري هاي فدرال و كشورهاي همسايه داده  بويژه به ايجاد مناسبات اقتصادي گسترده با جمهوري آذربايجان تلاش مي ورزد.

9-توجه لازم به رشد علم و فن و برقراري نظام آموزشي به زبان مادري تركي و توسعه اين شبكه از دوره هاي ابتدائي تا مدارس دانشگاهي، چاپ و تكثير كتابهاي درسي، گسترش شبكه آموزشي در شهرها و روستاها، لغو بيسوادي در آذربايجان جنوبي و كمك به توسعه  فرهنگي و امور تدريسي ولايتهاي خودمختار ترك در ديگر نقاط ايران در داخل دولتهاي فدرال مبذول ميگردد.

10- به ايجاد كانونهاي فرهنگي و علمي در شهر و روستاها پرداخته به داير كردن كتابخانه ها سالنهاي مطالعه همت گماشته به تاسيس تئاتر ملي و پيشرفت موسيقي ملي و ايجاد فيلارمونيا و فرهنگستان علوم تلاش مي شود.

11-حكومت ملي براي تامين بهداشت و تندرستي اهالي تدابير جدي انجام داده و در مناطق مختلف شهري و روستائي شبكه بهداري و پزشكي تاسيس نموده و مراكز درماني رايگان دائر مي كند.

12- جهت تامين امنيت شهروندان و حفظ و حراست از تماميت ارضي آذربايجان جنوبي اقدام به تشكيل اداره پليس داخلي و قشون ملي مي نمايد.

ب: در رفراندوم مزبور در صورت دادن راي منفي ازطرف اكثريت مردم آذربايجان به حضور خود در تركيب جمهوري فدرال ، آذربايجان جنوبي استقلال خود را اعلام مي دارد و خروج از تركيب ايران را زير نظر نمايندگان صلاحيت دار بين المللي تعيين نموده و به اجرا گذاشته مي شود. جمهوري مستقل آذربايجان جنوبي به عضويت سازمان ملل متحد مي پيوندند و مناسبات سياسي- اقتصادي و فرهنگي خارجي و داخلي خود را برقرار مي كند.

در اينجا براي تحقق اهداف فوق تذكراتي به اعضا و هواداران فرقه دموكرات آذربايجان را ضروري مي دانيم.

مانند سابق رعايت اصول پنهانكاري و اصول سازماندهي در شرايط مخفي و عدم تمركز تشكيلاتي و برتري كيفيت بر كميت اساس مبارزه عليه رژيم ولايت فقيه است. پليس مخفي جمهوري اسلامي به اشكال گوناگون در صدد شكار مبارزان است و سعي در رسوخ دادن عناصر خود به سازمانهاي سياسي است. هشياري همه جانبه مبارزين فرقه اي اين ترفند رژيم را افشا خواهد كرد. براي كساني كه به سرنوشت مردم آذربايجان علاقه نشان مي دهند توصيه مي كنيم از ايجاد گروهك هاي مختلف با عناوين  گوناگون و حزب سازي پرهيز كنند. هرچه در توان دارند  در شاهراه اصلي مبارزه ملي آذربايجان يعني راه پيشه وري و ارثيه وي فرقه دمكرات آذربايجان صرف نمايند. با تقويت تنها حزب با سابقه ملي آذربايجان، جنبش ملي آذربايجان جنوبي را نيرومند سازند.

وحدت نيروهاي دمكراتيك آذربايجان براي پيروزي امري ضروري است.

زنده باد فرقه دمكرات آذربايجان

جاويد باد آذربايجان

پاينده باد دوستي ملل ترك، عرب،كرد، فارس، بلوچ، تركمن

مرگ بر رژيم ولايت فقيه

                                                "هيئت موقت" فرقه دموكرات   آذربايجان ( داخل )

                                                                                 12 شهريور 1375   تبريز

 


بيانيه

عزيز هموطنلر!

. قهرمان تبريز بير خرداد دا آياقا قالخيب آذربايجان كيم ليگيني مدافعه عزمي ني بيلديرميشدير. تبريز قيامي صاباحي سي يوزميندن  آرتيق قهرمان ارومو اهاليسي طرفيندن حمايه ائديلميشدير. قيامچيلار تكجه بير كاريكاتور واسطه سيله تحقير اولونمالارينا يوخ بلكه ئوز مقدراتلاريني تعيين ائتمك اوچون طلب لر ايره لي سورموشلر.

          100 ايل دير كي گونئي آذربايجان خالقي ايراندا حكم سوره ن مستبد حاكيم لر، فارس شوونيست لري و اونون قوللوقچولاري استعمارچي قوه لري طرفيندن اريتمه سياستينه معروض قالير. خالقي ميز حتي ئوز آنا ديلينده يازيب اوخوماقدان دا محروم اولوبدور. سياسي اجتماعي و مدني فعاليت لري پهلوي لر و موجود رژيم طرفيندن قاداغا قويولوبدور. آذربايجان توپراق لاريندا هر هانسي بير صنايع و اقتصادي اساس لار اوزه رينده سرمايه قويولماسينا اجازه وئريلمير و  مستقل  آذربايجان جمعيتينين ياراديلماسي نين قارشي سي  آلينير. وطنداشلاريميز معيشت مسئله لرينين حلي اوجون ئوز دوغما توپراقلاريندان فارس شهرلرينه كوچمه يه مجبور قاليرلار. همين آجيناجاقلي حياتا،ميللي تبعيضه  وآيريسچگيليه سون قويماق اوچون تبريز ، اردبيل، خياو، سولدوز، اورمودا گنيش عصيانلار باش وئرير. باشقا شهرلر ايسه همين قياملاري دستك له يير.

        بو حركات استعماچي قوه لري، فارس شوونيست لري و ولايت فقيه رژيمي طرفيندن سانسورا، بايكوتا و تحريف لرله قارشي لانسادا، داخل و خارجده ئوز عكس صداسيني تاپير و گونئي آذربايجان توركونون آرزو و ايستك لريني باشقا خالقلارين و خارجي ئولكه لرين نماينده ليك لرينين دقتينه چاتديرير. ولايت فقيه رژيمي كئچميشده كي كيمي قيامچيلارا تهمت و افترالار ياغديرير آمما حادثه نين گنيش و درين و حاقلي اولدوغو سببن دن اونو  اعتراف ائتمه يه ده مجبور اولور. رژيم قيامي ياتيزديرماق اوچون هرجوره واسطه يه ال آتير، قيامچيلارا  قارشي سلاحلي باسقي لا برابر، كوتله وي حبسدن ، آغير ايشكنجه دن و گولله لمك دن چكينمير. يوزمين لردن عبارت اولان كسبه، طلبه، يني يئتمه، ايشچي، كندچي، آذربايجان قادين و كيشي سي،  آذربايجان شهرلرينده هاراي هاراي من توركم، منيم ديليم ئولن دئييل، ئوزگه ديله چونن دئييل شعارلاريلا ميدانا چيخير، ايگيد انسانلاريميزين حاق سسيني بسيج قوه لري، مخصوص اردو حصه لرينين باتون ضربه لري و گولله ساچمالاري سوسدورماق ايسته يير. خالقي ميز ياشاسين آذربايجان دئييب، يئره ييخيليب، قانلارينا غلتان اولوب، 60 ايل بوندان اول آذربايجانين ملي حكومتي نين اوغروندا دويوشن و شهادته يئتيشن باجي قارداشلارينا قووشورللار.

     بيز فرقه عضولري بو كيمي غدارجا آذربايجان خالقينا هجومو محكوم ائديريك و يوز لرجه آذربايجان محبوس توركونوآزاد اولماسيني ايسته ييريك  و آذربايجان تورك خالقي نين ديلي نين رسمي لشديرمه سي، اريتمه سياستينه سون قويولماسي و خالقي ميزين ئوز مقدراتينين تعيين ائتمه يولوندا مبارزه سيني حاقلي ساياراق رژيم وشوونيستلر طرفيندن ياراديلان مانعه لري آرادان قالديريلماسيني طلب ائديريك.

                           آذربايجان دموكرات فرقه سينين مركزي كميته سينين "موقت هيئتي" ( ايچ تشكيلات)

                                                        7 خرداد 1385

 



 

 

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:15  توسط امید  | 

شخصيتهاي برجسته سوئد به رئيس جمهوري ايران در مورد سرنوشت كودكان ترك آذربايجاني و ديگر ملل تحت ستم اي

جناب رئیس جمهور آقای احمدی نژاد                                           تاریخ : اول ماه مهر

رونوشت: کوفی آنان ـ دبیر کل سازمان ملل متحد  

هویت قومی کودکان ایرانی را از بین نبرید

طبق آداب و سنت با فرارسیدن فصل پائیز در ایران میلیونها کودک و نوچوان ایرانی راهی مدارس میشوند. معمولا آغاز مدارس روزی است که کودکان جهان به امید یادگیری نوشتن و خواندن و همینطور آشنائی با دوستان جدید با اشتیایق انتظارش را میکشند. این در حالی است که متاسفانه قریب به نصف کودکان ایرانی که برای نخستین بار قدم به محیط آموزشی میگذارند از عاقبت تاریکی که بوسیله کلاسهای درسی برایشان تدارک دیده شده است بیخبرند. چرا که این کودکان بزودی پی میبرند که آموزش به زبان مادری نه تنها وجود ندارد بلکه استفاده از زبان روزمره و مادری حتی با شرم و کیفر نیز همراه میباشد.

ایران یک کشور چند فرهنگی و از ملتهای مختلف منجمله ترک آذربایجانی، فارس، کرد، عرب، ترکمن و بلوچها تشکیل یافته است و تقریبا نصف مردم ایران نیز دارای هویت غیر فارسی میباشند. با این حال تنها زبان رسمی کشور زبان فارسی محسوب میشود و این در حالی است که تدریس و تحصیل به زبان مادری طبق ماده 15 و 19 قانون اساسی کشور مجاز شمرده میشود.

نیک روشن است که دوران تحصیل در مدارس بخصوص سالیان نخستین اساسی ترین مرحله تکامل هر فرد را تشکیل میدهد. ایران نیز همانند سایر ممالک جهان در حال تغییر میباشد. لذا بجاست مسئولان دولت جمهوری اسلامی را در بهره گیری و استفاده از مزایای چند فرهنگی بودن جامعه بحای نابودی آنها خاطر نشان شد. کودکان آذربایجانی، کردی، عربی، ترکمن و بلوجی باید بزبان مادری خودشان آموزش ببینند تا به هویت  و فرهنگ خود بااحترام برخورد کنند.

با احترام  

- آندرش ویکمن ـ عضو پارلمان اتحادیه اروپا (حزب دمکرات مسیحی) و معاون سابق دبیر کل سازمان ملل متحد و دبیر سابق صلیب سرخ سوئد
 - گودرون شومن ـ عضو پارلمان سوئد(مستقل) و رهبر سابق حزب جپ سوئد
- هلن گودین ـ عضو پارلمان اتحادیه اروپا (حزب ژولای لیست)
- آندرش بنقتونسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سوسیال دمکرات)
- میکائیل دامبرگ ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سوسیال دمکرات)
- کنت حرستد ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سوسیال دمکرات) و دبیر کل سازمان یونسف سوئد
- لارش یوهانسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سوسیال دمکرات)
- هیلوی لارشون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سوسیال دمکرات)
- آنه لودویقسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سوسیال دمکرات)
- آنا شودین ـ دبیر کل اتحادیه جوانان (حزب سوسیال دمکرات)
- یوناس شووستت ـ عضو پارلمان اتحادیه اروپا(حزب جپ)
- اولا بریت سیونسون ـ عضو پارلمان اتحادیه اروپا(حزب جپ)
- شل اریک ـ عضو پارلمان سوئد (حزب  جپ)
- سیون اریک شوستراند ـ عضو پارلمان سوئد (حزب  جپ)
- کامیلا شولد ـ عضو پارلمان سوئد (حزب  جپ)
- تاسو ستافیلدس  ـ عضو پارلمان سوئد (حزب  جپ)
- کارین توربورق ـ عضو پارلمان سوئد (حزب  جپ)
- تووه فراورود ـ دبیر کل اتحادیه جوانان (حزب چپ)
- سیسیلیا مالمستروم ـ عضو پارلمان اتحادیه اروپا(حزب لیبرال)
- بیرقتا اولسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب لیبرال)
- اولا شمیت ـ عضو هیت مرکزی حزب وعضو سابق پارلمان اروپا (حزب لیبرال)
- سیسیلیا ویکستروم ـ عضو پارلمان سوئد (حزب لیبرال)
- نو آمی سابونی ـ عضو پارلمان سوئد (حزب لیبرال)
- توره روبرتسون ـ عضو شورای شهر مالمو (حزب لیبرال)
  - کرسیتوفر فییلنر ـ عضو پارلمان اتحادیه اروپا(حزب محافظه کار ـ مدرات)
- سیسیلیا ماقنیسسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب محافظه کار)
- مونا یونسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سبز)
- یان لیندهلم ـ عضو پارلمان سوئد (حزب سبز)
- آلکساندر چامبرلاند ـ دبیر کل اتحادیه جوانان (حزب سبز)
- ّآقفه هانسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب مرکز)
- هکان لارسون ـ عضو پارلمان سوئد (حزب مرکز)
- یوهان لیاندر ـ عضو پارلمان سوئد (حزب مرکز)
- کارل سودربرگ ـ دبیر کل سازمان اف بین الملل بخش سوئد

 - نرگز ندائی ـ  دبیر اتحادیه جوانان ترک آذربایجانی در سوئد   
+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:12  توسط امید  | 

حضور دکترچهرگانی در برنامه زنده استودیوی شبکه ت.گ.ر.ت. خبر ترکیه

مسئولیت فروپاشی ایران برعهده شوونیزم فارس است

 

 عصر روز 16 خرداد ماه، دکتر محمود علی چهره گانی، رهبر حزب بیداری ملی آذربایجان جنوبی( گونئی آذربایجان میللی اویانیش حرکاتی) با حضور در خبر زنده استودیوی شبکه ت. گ. ر.ت. حابر تورکیه، از حقوق ملت در حال انقلاب آذربایجان جنوبی دفاع کرد و مسئولیت مستقیم فروپاشی ایران را برعهده شوونیزم فارس و رژیم مستبد تهران دانست.

چهرگانی در بخش اول مصاحبه، مقصد اصلی جمهوری اسلامی ایران از غنی سازی اورانیوم در داخل کشور و مخالفت با  پیشنهادات دول متفق را دسترسی به سلاح هسته ای دانست. او مسلح شدن ایران فارسها را با سلاح هسته ای، به عنوان تهدیدی جدی برای کشورهای جهان بخصوص ترکیه ارزیابی کرد. چهرگانی خاطرنشان کرد که کم توجهی دولت آنکارا به بحران بزرگی که محتملا بزودی در همسایگی ترکیه بوقوع خواهد پیوست می تواند ضررهای جبران ناپذیری را برای امنیت و منافع ملی این کشور و به تبع آن دنیای ترک به همراه داشته باشد.او ترکیه را وارث قریب به 20 امپراطوری بزرگ ترک در تاریخ دانست و از این سرزمین بعنوان کشوری سوق الجیشی که مرکز غرور دیگر ملتهای ترک می باشد یاد کرد.

در بخش دوم مصاحبه، انقلاب اخیر ملت آذربایجان جنوبی مورد توجه قرار گرفت. مجری برنامه با اشاره به قیام« صدها هزار نفری تورکهای آذربایجان» از چهرگانی پرسید: به چه دلیل در ایران چنین اهانت متعفنی علیه «سویداش» ها ی تورک ما در «آذربایجان جنوبی» از جانب یک نشریه رسمی بعمل امده است!؟

چهرگانی با توضیح چگونگی اهانت اخیر روزنامه ایران، وجود چنین اهانتهایی را مسبوق به سابقه دانست و به ذکر تاریخچه مختصر این گونه اهانتها از زمان کودتای پهلوی پرداخت  و آنرا تلاشی برای انکار هویت ملی ترکها و امحای فرهنگی و اجتماعی آنها دانست. او تاکید کرد که در ایران مدعی اسلامیت، تقریبا هر روز در تریبونهای عمومی ، شوونیزم فارس  به زبان، تاریخ و فرهنگ ترکها اهانت می کند.

دکتر چهرگانی اظهار داشت: امروزه در ایران 72 میلیون نفری اقلیت 15 میلیونی فارس، از 85 سال پیش بر اساس الگوی ارتجاعی «یک دولت- یک زبان- یک ملت» مجدانه در تلاش است تا موجودیت ملل غیر فارس ساکن در ایران بخصوص41 میلیون شهروند تورک( شامل  35میلیون آذربایجانی، 2 میلیون قشقائی ، 2 میلیون تورک خراسان و 2 میلیون ترکمن) را کاملا انکار کند.

چهرگانی تلاش فارسهای شوونیست در انکار تمدن کهن تورکهای آذربایجان را امری بی نتیجه  دانست و اظهار داشت : با توجه به اینکه آذربایجانی ها از بیش از هزار سال پیش در ایران حاکمیت سیاسی این کشور را بصورتی کاملا دموکراتیک در دست داشته اند و لذا از سابقه تاریخی بسیار درخشانی در همه زمینه ها برخوردارند بنا براین هرگز تحت تاثیر سیاستهای فاشیستی قرار نمی گیرند.

دکتر محمود علی چهرگانی افزود: ایران کشوری کثیرالمله است. فقط در تهران بعنوان دومین شهر بزرگ تورک نشین جهان قریب به 8 میلیون تورک زندگی میکنند. در چنین کشوری اجرای سیاستهای فاشیستی می تواند تبعات بسیار ناخوش ایندی به همراه داشته باشد. وی قیام اخیر ملت آذربایجان جنوبی از شهر قم تا منتهی الیه شمال غرب آذربایجان را نشانه قیام ملی و نیز مطالبات حق طلبانه این ملت دانست و از دولت ترکیه در خواست کرد تا در برابر اهانتی که از جانب شوونیزم فارس علیه همه ترکهای جهان صورت گرفته خاموش نباشد و از امکانات رسانه ای و دیپلماتیک خود در دفاع از حقوق دموکراتیک ملت آذربایجان بهره بگیرد. او تاکید کرد که در پی انقلاب ضد اپارتاید ملت آذربایجان جنوبی بیش از 30 تن شهید، صدها تن مجروح و نزدیک به 10 هزار تن دستگیر شده اند.

چهرگانی در خاتمه اظهار داشت که ملت 35 میلیونی آذربایجان جنوبی، ملت برادر ترکیه را صمیمانه در آغوش می فشارد و امیدوار است که بزودی جهان شاهد تولد سیاسی این ملت رشید در محدوده ای به وسعت   300 هزار کیلومتر مربع باشد.

شبکه  ماهواره ای ت. گ. ر.ت. حابر ترکیه ، یکی از مهمترین شبکه های 24 ساعته خبری در این کشور است. این شبکه 25 دقیقه از کل 30 دقیقه بخش خبری ساعت 18 خود را به مصاحبه با دکتر چهرگانی اختصاص داده بود.

 

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:9  توسط امید  | 

جار و جنجال ببر سر ویدئوی تبریز در گوگل برای چیست؟

چندی است خبر یک ویدئو درباره تبریز سوژه اخبار سراسری ایران شده است. این خبر در سایتهای ایسنا و بازتاب درج شده و در تلویزیون سراسری ایران نیز خوانده شد. خبر ، موضوع بارگذاری شدن یک ویدئو در سایت گوگل ( video.google.com) در باره تبریز می باشد . در توضیح فیلم آمده است که تبریز از شهرهای آذربایجان جنوبی است که در حال حاضر در خطه ایران قرار دارد. وجود این ویدئو باعث واکنشهای شدیدی از طرف مرکزگرایان شده که ذکر گزیده ای از این اظهار نظرها خالی از لطف نیست: (: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-822751&Lang=P )

 

دبير پيشين شوراي عالي اطلاع‌رساني گفت: بايد فعالان حوزه‌ي فرهنگي و سياسي در برابر چنين حركتي برخورد قاطع و جدي داشته باشند .

به‌گفته‌ي رييس دانشكده‌ي علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، بطلان ادعاي سايت اينترنتي گوگل به‌قدري روشن است كه نيازي به پاسخگويي ندارد؛ مگر مي‌شود، به آساني تاريخ و جغرافياي مملكتي را تحريف كرد؟!

نماينده‌ي مردم اردبيل مطلب سايت گوگل را مبني بر اين‌كه شهر تبريز به جمهوري آذربايجان متعلق است، كذب، غيرمعقول و غيركارشناسي دانست و تصريح كرد: اسناد تاريخي نشان مي‌دهند كه جمهوري آذربايجان، باكو و شكي متعلق به ايران‌اند.

رييس پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان شرقي در واكنش به معرفي مجعول تاريخي و جغرافيايي تبريز در سايت گوگل، تاكيد كرد: دولت و حكومت ما به هيچ وجه نبايد در مقابل اين دسيسه‌ها عكس‌العمل تب‌آلودي را نشان دهند؛ اما ايراني‌ها به‌عنوان اشخاص حقيقي بايد مانند جريان تغيير نام خليج فارس، به‌پا خيزند و با ايميل‌هاي‌شان دنيا را متوجه كنند. اگر قرار است كاري كارستان شود، بايد مردم به سمت اين خيزش بروند و ايراني هرگز زير بار چنين پديده‌هايي نمي‌رود.

معاون حقوقي و امور مجلس وزارت ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات گفت: همان‌طور كه در هشت سال جنگ تحميلي يك وجب از خاك ما دستخوش تغييرات نشد، هم‌اكنون نيز اجازه نمي‌دهيم، اين جسارت‌ها با نفوذ از طريق ابزار مدرن و تجهيزات رسانه‌يي جديد بر ملت ما تحميل شوند.

رييس كميته‌ي IT شوراي شهر تهران نيز در اين‌باره گفت: مديران كشور بايد بيدارتر با اين اتفاق برخورد كنند‌ و حتا ازسوي قوه‌ي قضاييه براي اين اشتباه اقداماتي صورت گيرد.

 

جالب توجه اینکه  این واکنشها تنها برای یک ویدئو در سایت گوگل می باشد که توسط یک کاربر شخصی نظیر من و شما در قسمت ویدئو های سایت گوگل بارگذاری شده است . این ویدئو توسط مسئولین رسمی سایت گوگل در سایت گوگل گذاشته نشده و هرکسی می تواند فیلم مورد نظر خود  را با توضیحات دلخواه در این بخش در معرض دید عمومی قرار دهد. اگر نام تبریز را در این بخش جستجو کنید متوجه می شوید 10 فیلم دیگر در مورد تبریز در این بخش وجود دارد که تعدادی نیز مربوط به قیام خرداد امسال مردم تبریز در برابر تبعیضهای مرکز و مرکزگرایان علیه آذربایجان است. البته منتقدینی پیدا خواهد شد که قیام چند صد هزار نفری پنج ماه قبل تبریز  و بقیه شهرهای آذربایجان را نیز به تحریکهای سایت گوگل نسبت دهند!

در این بخش از گوگل با هزارها فیلم متنوع دیگر می توان مواجه شد. طبیعی است که سایت گوگل قادر به کنترل این اطلاعات انبوه نمی باشد. اما مسئولین مرکزگرا در اظهار نظرهای شگفت انگیز خود خواهان محکوم شدن سایت گوگل شده اند. و حتی نماینده اردبیل در اظهار نظری که میتواند بار سنگین سیاسی برای این شخص به همراه داشته باشد کشور جمهوری آذربایجان را متعلق به ایران دانسته است. همان کشوری که ایران خود جزو اولین کشورهایی بود که استقلالش را به رسمیت شناخت! این منتقدین نه تنها به خواست و مطالبات مردم در آذربایجان جنوبی (قسمتی از سرزمین آذربایجان که در محدوده سیاسی ایران قرار دارد! ) توجهی قائل نیستند، بلکه استقلال رای مردم در جمهوری آذربایجان را نیز به رسمیت نمی شناسند.

حال انگیزه این جار و جنجال برای یک ویدئو و اظهار نظر شخصی که در تاریخ 1 ژانویه 2000 بارگذاری شده است چیست؟! در اینترنت اطلاعات فراوانی از این نوع توسط اشخاص و گروههای آذربایجانی درج شده است و حتی استقلال آذربایجان جنوبی    در موضع رسمی بعضی احزاب آذربایجانی نیز تاکید می شود  . در همان شهر تبریز اصطلاح آذربایجان جنوبی ورد زبان خیلی هایی است که کاربر کامپیوتر و گوگل نیستند. پس چگونه شده است که یک فیلم چند دقیقه ای با یک توضیح چند سطری شخصی ناشناس تبدیل به سوژه اعتراضات انحصارگرایان شده است؟

آنهایی که بعد از قیام وسیع مردم آذربایجان در خردادماه امسال شوکه شده اند و حیات سیستم مرکزگرایی و شونیسم را در ایران رو به افول می بینند برای مبارزه علیه ملت آذربایجان و تحریف و لوث نمودن حق طلبی های مردم آذربایجان به هر دری میزنند. آنهایی که در مقابل تبعیضهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی علیه ملت آذربایجان سکوت کرده اند ، آنهایی که تاکنون نپرسیده اند که چرا کودک ترک باید در مدارس فقط به زبان فارسی تحصیل کند، آنهایی که توهین روزنامه ایران و صدها توهین دیگر را ندیدند ، آنهایی که پیام ملت آذربایجان را در قیام خرداد ناشنیده و شهدا و محبوسین این قیام را نادیده گرفتند، چگونه است چند سطر مشکوک آنها را اینچنین به تحرک واداشته است. آیا آنها فکر میکنند با بسیج اینترنتی علیه گوگل صدای آذربایجان خفه خواهد شد؟! صدایی که نود سال برای خفه کردنش کوشیدند و موفق نشدند؟ آنهایی که از پیدا کردن یک دلار آمریکایی یا یک لیره ترک یا یک منات آذربایجان در جیب محبوسین آذربایجانی مایوس شدند امروز چند سطر نوشته اینترنتی را پیراهن عثمان کرده اند! آنها بدانند که تبریز مال تبریزیهاست و آذربایجان مال آذربایجانی است سرنوشت آنرا تهران و یزد و اصفهان و گوگل تعیین نخواهد کرد، سرنوشت آنرا فقط و فقط خود تبریزیها و آذربایجانیها تعیین خواهند کرد. سرنوشت آذربایجان را کوروش ، داریوش و شاه صفی و نادر شاه و فتحعلی شاه و محمدرضا شاه الی الابد تعیین نکرده اند، بلکه این ملتند که تصمیم خواهند گرفت. کسانی که دوست دارند آذربایجان را در چهارچوب سیاسی ایران ببینند به جای ارائه قباله ازدواج فلان شاه خود خوانده به عنوان سند، صدای ملت آذربایجان را گوش فرادهند و با ندای حق طلبانه آنها همراه شوند.

 

به امید برابری و برادری ملتها

13 نوامبر 2006

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:7  توسط امید  | 



بيانيه مجمع دانشگاهيان آذربايجاني

بسمه تعالي 

ملت عزيز و بزرگوار 

دانشجويان، دانش آموزان، دانشگاهيان، اساتيد و معلمان آگاه آذربايجان 

خداوند متعال را شاكريم كه بار ديگر فرصت بازگشايي مدارس، دانشگاهها و مراكز تحصيل علم و دانش را براي ما فراهم آورد و با درايت و بينش مدني و بروز شما پايه­هاي شوونيسم را به لرزه درآورد. آفرين بر ملتي كه اعتراض مدني و آگاهانه خود را در اعتراض به سياستهاي تبعيض­آميز در اول مهرماه نشان داد. بي­شك اگر امكانات تبليغي لازم در دست مي­بود و حاكمان و صاحبان قدرت برخوردي مدني و قانوني با شما ملت عزيز داشت، حماسه اول مهرماه با عظمت­تر از آنچه كه رخ داد، صورت مي­گرفت و انشاءا... در سالهاي بعد به يقين اينچنين خواهد شد. 

شوونيسم و عمال آن بايد بدانند كه مردم شريف و نجيب آذربايجان راه بازگشت به خويشتن را يافته­اند و عليرغم تمامي ناملايمات استوارتر و آگاهتر از هميشه در پيمودن اين راه حق گام برخواهند داشت. 

«مجمع دانشگاهيان آذربايجاني» ضمن تبريك اين حركت آگاهانه شما و آزادي همسنگران و مبارزان صديق و شجاع بويژه آقايان عباس لساني، حسن راشدي و صالح كامراني و همچنين بازگشايي مدارس و دانشگاهها اعلام مي­دارد: 

1-     آنچه كه در خرداد ماه سالجاري در قالب اعتراض به وقاحت بي­شرمانه روزنامه ايران رخ داد و قيام عمومي و يكپارچه ملت آذربايجان را سبب گشت، عليرغم حاشيه­پردازيهاي حاكميت و تلاشهاي فراوان صورت گرفته براي انحراف واقعيتها نمود عيني قيام ملت آذربايجان در قبال نه دهه سياستهاي شوونيستي بود كه عليرغم تلاش روشنفكران و بزرگان آذربايجان براي انتقال واقعيتها به حاكميت من جمله ملاقاتها و ديدارهاي «مجمع دانشگاهيان آذربايجاني» با نمايندگان مجلس، معاون رئيس­جمهور و ساير مسئولان حكومتي، با بي­تدبيري و سياست سركوب و خفقان پاسخ داده شد. اگرچه مجمع عليرغم انتقادات تعدادي از دوستان و همفكران سعي نمود با كنار گذاشتن مصلحت­سنجيها همگان را با آرام نگهداشتن فضاي خرداد ماه و مهرماه دعوت نمايد، ولي معتقديم سياستهاي سركوب، تهديد، زندان، رعب و وحشت و پيگيري اين سياستها شرايط را بسمتي سوق خواهد داد كه ما پيشاپيش نسبت به عواقب اين سياستها هشدار مي­دهيم. 

2-     در پي حوادث خردادماه كه دهها تن از فرزندان ملت آذربايجان جان خود را از دست داده و عده بي­شماري نيز زخمي و زنداني گرديدند، دستگاههاي قضايي و امنيتي كشور مدام محاكمه عاملان توهين به ملت آذربايجان را در مصاحب و اطلاعيه­هاي خود اعلام داشتند كه متأسفانه در عمل شاهد محكوميتهاي شديد عده زيادي از فرزندان آذربايجان و در وقاحت تمام «رفع توقيف روزنامه ايران» بوديم كه از ديدگاه ما مي­توانست حداقل اقدام لازمه براي بدست آوردن دل ملت شريف آذربايجان باشد. از اينرو ضمن هشدار به عواقب اين اقدام و فراموشكار فرض نمودن ملت آذربايجان به نمايندگان مجلس و مسئولان قضايي كه در آن شرايط حساس ملتمسانه محاكمه و برخورد قاطع با عوامل توهين و حتي بعضي مواقع نويد تأسيس فرهنگستان آذربايجان سرمي­دادند اعلام مي­داريم ملت آذربايجان و روشنفكران آن تحت هيچ شرايطي اين بدقوليها را فراموش نخواهند نمود و بي­شك در اقدامات و انتخابات خود همه موارد را لحاظ خواهند كرد. 

3-     سياست «مبارزه منفي» كه در كوران حوادث خردادماه اعلام و در اول مهرماه جنبه عملي به خود گرفت، نمود عيني اعتراض مدرن و مدني ملتهاي آگاه است كه ملت آذربايجان نشان داد عليرغم نداشتن حيات سياسي در قالب هويت ملي خود، در مبارزه خود عليه آپارتايد و شوونيسم فرهنگي از آن استفاده خواهد كرد. از اينرو ضمن دعوت همگان به ادامه اين سياست معتقديم تبديل آن به «مبارزه مثبت» در شرايط فعلي چندان ميسر و مفيد نخواهد بود. 

4-     دانشجويان و دانشگاهيان ما در شرايطي در سر كلاسهاي خود حاضر شده­اند كه شرايط تاحدود زيادي براي انجام فعاليتهاي آنها براي دفاع از هويت و منافع ملي خويش فرق كرده است. تعداد زيادي از نشريات و تشكلهاي دانشجوئي آذربايجان توقيف و براي عده زيادي از دانشجو در داخل و خارج دانشگاه پرونده­سازي شده است. از اينرو دانشجويان و دانشگاهيان آذربايجاني بايد با درك واقعيتهاي شرايط حاضر از حداكثر امكانات، نشريات و تشكلهاي موجود استفاده نمايند و در موارد ديگر نسبت به اتخاذ سياستهاي جديد كه نياز به مجوز نباشد، اقدام نمايند. سابقه و تاريخ حركت ملي آذربايجان گواه است كه دانشگاه به عنوان قلب تپنده اين حركت عمل نموده است و بر همه دانشجويان و دانشگاهيان فرض است تا به ايفاي نقش واقعي اين قلب كمك نمايند. بديهي است براي غلبه بر محدوديتهاي شرايط موجود استفاده از تجربيات فعالان دانشجوئي و دانشگاهي سابق بسيار لازم خواهد بود. 

  

مجمع دانشگاهيان آذربايجاني 

6/7/1385

 


جبهه ملل تحت ستم ملى براى حق تعيين سرنوشت(ايران)

تورنتو- كانادا 2006

رهبران سازمانهاي سياسي جبهه ملل تحت ستم ملي براي حق تعيين سرنوشت (ايران) كه متشكل از , حرکت بیداری ملی اذربایجان جنوبی ( [1] گاموح )، کنگره جهانی دمکراتیک اذربایجان , حزب استقلال کردستان ، جبهه دمكراتيك ملت عرب احواز‘ حزب استقلال اذربايجان جنوبي (گايپ) ‘حزب استقلال طلبان كردستان ‘ حزب مردم بلوچستان ‘ كانون سياسي ‘ فرهنگی خلق تركمن ‘حركت ملي تركمنستان ‘جبهه عربي ازادي بخش احواز‘ و انستيتوي بين المللي آذربايجانيها‘ در اين نشست تعدادي از مسئولين انجمنهاي ملل تحت ستم ملي نيز حضور داشتند ) در نشست تاريخي خود در شهر تورنتوي كانادا كه به دعوت مركز احوازي كانادائي حقوق بشر و با هما هنگی جبهه دمکراتیک ملت عرب احواز برگزارشده بود پس از بحث کلیه مواد و بنود پلاتفرم و نظامنامه داخلي واضافه نمودن ملاحظات لازم مورد توافق كليه شركت كنندگان ( بغیراز حزب مردم بلوچستان) قرارگرفت و تصویب شد.

لازم به ذكر است كه بعضي از نمايندگان سازمانها در مورد بعضي از نقاط مندرج در مقدمه پلاتفرم دیدگاهای مختلفی داشته که هر کدام نظر خود را بصورت ملاحظه سازمانی ذکر کردند. ومقرر گردید که در نشستهای اتی اين ملاحظات مورد بحث و گفتگوقرارگیرند.
كنفرانس جبهه ملل تحت ستم ملي كار خود را با يك دقيقة سكوت واداي احترام به كليه جانباختگان راه رهائي و شهداى مبارزات ملل وتمامى آزادى خواهان شروع نمود.

رهبران حاضر در کنفرانس هرکدام با معرفی خود و اهداف سازمانی خویش به حضار خوش امد گفت و سپس دیدگاهای خود را برای رسیدن ملل به حقوق ملی و انسانی خویش شرح داد .

در این کنفرانس اعضاء جبهه با تاکید بر رسمیت شناختن زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی سخنرانیهای خود را به زبان انگلیس قرائت نمودند و زبان انگلیسی را به عنوان زبان رسمی جلسات جبهه ملل تحت ستم ملی برای حق تعیین سرنوشت ( ایران ) اقرار نمودند .
جبهه با تمام اعضاء خود در كنفرانس ديگرى در روز 28.09.2006 در پارلمان كانادا شركت كرد كه در كزارش دیگری شما را در جريان آن خواهيم گذاشت.

مركز خبررسانى جبهه دمكراتيك مردمى ملت عرب احواز
27.09.2006

قطعنامه مشترک كنفرانس
جبهه ملل تحت ستم ملى برای حق تعیین سرنوشت(ايران)
كانادا-سبتامبر2006

ما سازمانهای شرکت کننده در کنفرانس سبتامبر 2006 تورنتوی کانادا که به منظور ادامه گفتگوهای قبلی (کنفرانس دانمارک ؛ سوِئد, و خصوصا کنفرانس لندن و کنفرانس 2006 برلین) ویافتن راه حلی برای رسیدن به آزادی و حقوق انسانی و ملی خویش در اینجا دور هم گرد امده ایم نتایج نشست خویش را چنان خلاصه می کنیم .
1-انچه امروزبه نام کشور ایران خوانده می شوند ؛ کشوری است که در شرائط بین المللی خاص قرن بیستم و از اشغال سرزمینهای ملل دیگر یا به ستم کشیدن ملل همسایه توسط شونیزم فارس در بیش از 80 سال گذشته بوجوده آمده و توسط سیاستهای شوفینیتسی وارتجاعی اداره گردیده وبا عث محروم نمودن ملل دیگر( ترک اذربایجان جنوبی , کرد, بلوچ , عرب احواز, ترکمن .. ….) از ساد ه ترین حقوق ملی و انسانی شده است . ایران برای ملل غیر فارس به مثابه زندان بزرگی است که در آن انسان از هرگونه حقوق انسانی محروم است .
2-با توجه به اینکه گرد اوردن این ملل وساختن کشور ایران با توسل به زور و محروم نمودن دگر ملل از حقوق انسانی خودهمراه بوده . این عمل غیر دمکراتیک و غیر انسانی ناقض تمامی معاهدات بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر است . لذا وجود نیروهای ایران وتمام موسسات تابع آن در سرزمینهای ملل تحت ستم ملی غیر مشروع بوده و اشغالگرانه محسوب می شود .
3- ما معتقدیم که تنها راه رسیدن ملل تحت ستم ملی در ایران به ازادی کامل . از راه تطبیق معاهدات بین المللی متعلق به حقوق ملل در تعیین سرنوشت خویش میگذرد . که در یک همه پرسی آزاد و دمکراتیک و با حضور سازمانهای بین المللی صورت می گیرد . تا ملل بصورت آزادانه وبدون هیچ گونه دخالت خارجی آینده سیاسی خود را اعلام نمایند که ایا خواهان استقلال خویش هستند یا خواهان ماندن در چهارچوب کشوری واحد بصورت مدلهای غیر متمرکز کنفدراتیفو یا فدرالیسم.
4ـ جريانها ي فكري شوونيستي فارس چه در گذشته شاهنشاهی وچه امروز تحت لوای رژیم جمهوری اسلامی و چه در داخل دولت یا خارج ازأن بمثابه ارگان اجرایی شونیسم و برتری طلبی فارس مسبب اصلی عقب ماندگی ، تبعیض، بی عدالتیهای سیاسی- اجتماعی، اقتصادی وملی ـ فرهنگی است ومسبب اصلي قتل عامهای فیزیکی، معنوی و پاکسازی ملی در مناطق مختلف ملتهاى تحت ستم ملى است.

5ـ حق تعیین سرنوشت ملی واشکال سیاسی بر آمده از آن بر مبنای معاهده های جهانی حقوق بشر،بر پایه ی همه پرسی در مناطق ملی به منظور اتحاد داوطلبانه ملل در ایران فعلى يا خارج از آن بشکل خودمختاری، فدرالیسم، کنفدرالیزم ويا هرنوع سيستم سياسى مشترك ديكر یا اعلام استقلال آنها حق طبیعی و قانونی ملل ساکن در ایران فعلى شمرده شده و آلترناتیوی دمکراتیک در مقابل استبداد شوونیستی حاکم ونفى هويت ملتها محسوب می گردد .
6 - ضمن دفاع از مبارزات ملل تحت ستم ملی در تمامى مناطق مختلف ملتها براى حقوق ملى خويش( ملتهاى ترك آذربايجان وتركهاى قشقائى وتركهاى خراسان وكرد در مناطق مختلف كردستان، بلوش در تمامى مناطق بلوشستان، ملت عرب در الأحواز(عربستان)، ملت تركمن در مناطق ملى خويش, حركت سياسى عمومى در ايران را براى سرنكونى رژيم فعلى بشتيبانى نموده وآنرا قدمى اولية در بيشبرد اهداف ملتهاى خود مى دانيم.
7 - پدیده نژادپرستانه و بغایت ارتجاعی پاکسازی اتنیکی، تلاش برای جابجائی و تغییر ترکیب ملی، اخراج اجباری ملل غیرفارس از مناطق خود و اسکان فارسها وغير فارسها بجای آنها که هم اکنون در الاحواز(عربستان)، بلوچستان ، ترکمن صحرا وآذربایجان غربی و دیگر مناطق مسکونى ملل تحت ستم در تکوین است و نیز ساختن شهرکهای فارس نشین در مناطق غیر فارس بدین منظور را، بشدّت محکوم كرده و آنرا توطئه شومی جهت مسخ هويت ملى ملل ساکن ایران میدانیم که مسئولیت عواقب فاجعه بار آن فقط بعهده رژیم حاکم میباشد.
8ـ ایجاد اتحادیه های دو گانه يا اتحاديه هاى ملى یا چند گانه همکاری و اتحاد عمل تشکلهای دمکراتیک ومبارز سیاسی ملل تحت ستم ملی و نیز با سازمانهای مترقی ديكر معترف به حق تعيين سرنوشت كامل ملل را در آینده ی حیات سیاسی درایران امری با اهمییت تلقی می کنیم.
9- ما خواهان دخالت سازمان ملل برای فشار بر ایران برای انجام تعهدات خویش بعنوان عضو آن سازمان در زمینه حقوق بشر و هچنین تطبیق معاهده بین المللی ویژه حقوق اقتصـادی و اجتماعی و فرهنگی ، مصوبه 16.12.1966 ومصوبه های الحاقی آن سازمان که ایران یکی از کشورهایی است که آن را امضاء نموده است .
10- ملل تحت ستم ملی طی سالهای گذشته و خصوصا از سال 2000 تا انتشار این اطلاعیه از طریق مبارزات وسیع و تظاهرات مردمی در احواز , کردستان , اذربایجان جنوبی ؛ بلو چستان ؛ ترکمن صحرا ثابت نمودند که مهمترین وعمدة ترين نیروی رودر روی جمهوری اسلامی است که قادر است این رژیم را سرنگون نماید.
11ـ دهم دسامبر روزجهانی حقوق بشر راهمجنانكه در كنفرانس برلين توسط سازمانهاى سياسى ملتها تصويب كرديد، روز” مبارزه برای آزادی ملی ملّتهای تحت ستم ملی در ایران” اعلان میداریم وهر سال در این تاریخ یکپارچه با اعتصابات و اعتراضات عمومی در داخل کشور و همچنین با ترتیب نشست ها و تظاهرات در مقابل نمایندگی های جمهوری اسلامی در خارج خواستار پایان یافتن استعمار ملی- فرهنگی خواهیم بود.
12- ما خواهان آزادی فوری کلیه زندانیان ملي- سیاسی و عقیدتی در زندانهای جمهوری اسلامی هستیم وسياستهاي انسان ستیز دولت ایران بر همه وخصوصا ملل تحت ستم ملي، زنان واقليتهاي مذهبي را شديدا محكوم مي كنيم. جبهه طرفدار تساوي حقوق زنان ومردان در تمام سطوح سياسي، اجتماعي واقتصادي است.
13-ما دخالتهاي رژیم توسعه طلب ایران در کشورهای همسایه وکمکهای این رژیم به گروهای تروریستی را شدیدا محکوم می کنیم .
14ـ گرچه استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی حق مسلم ملل جهانی است اما اهداف واقعی ارتجاع شونیستی ایران دستیابی به سلاح اتمی در راستای افکار شوم برتری طلبی ملی و منطقه ای است ، در این میان ما در کنار و همگام با نیروهای صلح دوست جهانی نیات پلید رژیم جمهوری اسلامی را محکوم می کنیم و مخالفت خود را با هر نوع سازش پنهانی برای دستیابی رژیم ضد دموکراتیک ایران به سلاح مرگبار اتمی ويا هر سلاح مركبار ديكر را اعلان میداریم .
15- جبهه احكام اعدام وسنكسار وهرگونه ستم ونژادپرستی نسبت به ملل، زنان، اديان را محكوم مى كند.
16- جبهه ضمن تشكر از ملت ودولت كانادا بخاطرپشتيباني از حقوق بشر وحقوق ملتها در ايران، درخواست دارد تا دولت كانادا اين مسائل را در مجامع بين المللي مطرح واز آنها بشتيباني نمايد.
ملاحظه: بعضي از نمايند گان حاضر ملاحظا تی در مورد بعضي نقاط قطعنامه داشتند كه بررسي دقيق ان به جلسات اتي موكول گردید.

   
+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 14:0  توسط امید  | 

لایحه پیشنهادی به پارلمان سوئد در مورد مسایل آذربایجان جنوبی

1- پارلمان سوئد از دولت این دولت می خواهد تلاش خویش را درسازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی بکار گیرد برای اینکه آذربایجانیهای ایران حق تحقیق و نوشتن تاریخ خودشان را داشته باشند.

2- پارلمان سوئد از دولت این دولت می خواهد تا این دولت درسازمانهای بین المللی تلاش خود را برای ر سمیت یافتن زبان آذربایجانی درایران بکار گیرد.

3- پارلمان  سوئد ازدولت این دولت می خواهد تا درسازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایرسازمانهای بین المللی تلاش کند برای اینکه آذربایجانیها حق استفاده از زبان مادری در گفتگو و دررا نوشتن داشته باشند. و هم چنین  زبان آذربایجانی درمدارس آموزش داده شود.

4- پارلمان سوئد ازدولت این دولت می خواهد  تا این دولت در سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی  تلاش خود را برای اینکه آذربایجانیها حق تشکیل سازمانهای فرهنگی و سیاسی خودشان را داشته باشند بکارگیرد.

5- پارلمان سوئد ازدولت این دولت می خواهد تا این دولت درسازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی تلاش خود را برای اینکه  آذربایجانیها بتوانند وارث اصلی فرهنگ و اندوخته های فرهنگی خویش باشند بکار گیرد.

6- پارلمان سوئد ازدولت این دولت می خواهد  تا این دولت در سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی ازدموکراسی ، حقوق فرهنگی و انسانی آذربایجانیها دفاع کند.

زمینه

ایران کشوری جند فرهنگی و کثیر المله بوده که ازاقوام وملیتهای مختلفی چون آذربایجانیها ،فارسها، عربها، ترکمنها،بلوچها،ارمنی ها،آشوریها،و ... تشکیل شد است.ه . بر خلاف تنوع  قومی وملی ،ایران اغلب بطور اشتباهی به عنوان کشوری فارس شناسانده شده است.

طبق آمار رسمی ایران 24 درصد از جمعیت کل ایران را آذربایجانیها تشکیل می دهند.یعنی حدود 17 میلیون.در حالی که طبق برآورد سازمان ملل حدود سی میلیون از جمعیت کل ایران آذربایجانیها تشکیل می دهند.تمرکز جمغیتی آذربایجانیها بیشتر درمنطقه شمالغرب ایران می باشد. آذربایجانیها در مناطق دیگر هم بطور پراکنده و در گروهای زیاد  بویژه  در تهران  زندگی مکنند.مناطق آذربایجانی نشین  در شمال ایزان آذربایجان نیز نامیده میشود.در سال1828 میلادی آذربایجان طبق معاهده ترکمنچای بین امپراطوری روسیه و آنچه امروزه ایران نامیده میشود تقسیم شد و .رودخانه آراز  به عنوان مرز بین طرفین شناخته شد.طرف شما ل   آراز  به روسیه واگذار گردید وطرف جنوب به ایران که در آن موقع تحت حاکمیت سلسله قاجار بود.و از آنجا اصطلاح آذربایجان شمالی و جنوبی بوجود آمد.منظور از آذربایجان شمالی همان جمهوری اذربایجان در حالی که منظور از آذربایجان جنوبی منطقه آذربایجان  ایران می باشد.

آذربایجانیها جزو قدرتمندترین ملل  منطقه می باشند باتاریخی که به هزاران سال قبل بر می گردد.از هزار سال پیش تا سال 1925میلادی سرزمین فارس (ایران امروزی)به جز چند  استشنا بوسیله حکومتهای آذربایجانی اداره شده است.آخرین حکومت آذربایجانی یعنی سلسله قاجار در سال در سال 1925 میلادی سقوط کرد. اززمانیکه رضا شاه پهلوی روی کار آمد به شد ت از عقیده   برتری فارسها بهره گرفت.رضا شاه عملا شوونیسم فارس را پایه گزاری کرد. و بدینوسیله سیاست آسیمیلاسیون  سایر ملل را در قوم فارس که امروزه هم در ایران مسلط  است بنا نهاد.

در اثر رویای رضا شاه پهلوی در باره یک فرهنگ همگن در ایران- بیش از هشتاد سال است که آذربایجانیها ی ایران  غیر انسانی ترین فشارها و تبعیض ها را تحمل می کنند.  آذربایجانیها  متحمل سیاستی شده اند که هدف این سیاست  جز نابود کردن و از بین بردن تمام آثار ملی، فرهنگی، و هویتی آنها نیست.

تاریخ آذربایجانیها دوباره و بصورت تحریف شده نوشته شده،زبان آنها  از سوی دولت ایران ممنوع اعلام شده است. .آنها در کشور خودشان پاکسازی قومی شده و مجبور به مهاجرت اجباری گشته اند. شایسته است که دولت سوئد تلاش کند  برای اینکه آذربایجانیها در ایران این حق را داشنه باشند که تاریخ واقعی خودشان را مورد تحقیق قرار دهند و تاریخ ملت خودشان را بنویسند.

 ما می خواهیم که مجلس این موضوع را جزو خواست خود به آگاهی دولت برساند .با وجود نزدیک به  یک سده فشار،تجاوز به حقوق انسانی آذر بایجانیها و زیر پا گذاشتن حقوق اولیه آنها اذریها هرگزازمبارزه دست نکشیدند.. در سال 1945 میلادی مردم در اثر نارضایتی های عمومی بعلت فشارهای حساب شده  حکومت مرکزی دست به قیام زدند وحکومت خود مختار آذربایجان را بوجود آوردند. این حکومت بعد از یک سال بوسیله محمد رضا شاه در هم کوبیده شد وبعد از در هم کوبیدن قیام مردم ده ها هزار آذربایجانی  در خیابانها، در معابر عمومی ودر ملاء عام اعدام شدند تا عبرتی باشد برای مردم. شاه همچنیین تمام روشنفکر های آذربایجان را به اسارت گرفت و همه را اعدام کرد که خود تجاوزی است بزرگ و پایمال کردن حقوق انسانی و فرهنگی آذریهاست. بر خلاف ضربه های بزرگ و سر سختی از طرف حکومت ایران،  امروزه جنبش های اعتراضی در آذربایجان جنوبی رو به رشد می باشد. مستقل شدن آذربایجان شمالی بعد از فرو پاشی اتحاد شوروی جهش تندی به حرکت اعتراضی آذربایجانیها جنوبی داد. تفاوت و فرق دسترسی به فرهنگ و آزادی درمیان این ملت از هم جدا شده ،خودش را بیشتر از هر وقتی نشان داد. آذربایجانیها در منظقه جنوب شاهد  آن شدند که چطور جمهوری آذربایجان حقوق فرهنگی شده و استقلال خود را بدست آورد.

3-شرایط امروزی

امروز آذربایجان در ایران روزانه برای حفظ فرهنگ و هویت خود مبارزه می کند آموزش به

زبان ترکی آذربایجانی در مدارس ممنوع می باشد. همچنین صحبت کردن ونوشتن در تمام ارتباطهای

رسمی و اداری ممنوع  می باشد. در مدارس تاریخ غلط  و تحریف شده ای که در آن هویت ترکی

آذری ها آموزش می دهند. انتشار روز نامه، مجله و سایر نوشتار به زبان ترکی

آذری قدغن می باشد وحتی یک کانال تلویزیون هم به زبان آذری وجود ندارد. شایسته است

که دولت سوئد تلاش کند برای اینکه زبان آذری به عنوان یک زبان رسمی اقلیت به رسمیت

شناخته شود. ما می خواهیم که این موضوع را مجلس به عنوان خواست خود به دولت اعلام

کند.  شایسته است دولت سوئد در سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین الملل تلاش

خود را بکار ببرد برای اینکه آذریها این حق را داشته باشند که از زبان خودشان در حرف زدن،

نوشتن استفاده کنند وزبان ترکی آذری در مدارس آموزش داده شود.

ما می خواهیم که این موضوع را مجلس به عنوان خواست خود به دولت اعلام دارد.

تشکلات سیا سی ممنوع  می باشد وفعالان فرهنگی سیا سی آذربایجانی یها روزانه روانه زندان میشوند،

کتک زده می شوند، شکنجه و ناپدید می شوند. تنها جرم آنها مبارزه برای ابتدایی ترین حقوق

انسانی شان می باشد. نامهای آذری ممنوع می باشد و نامها ی جغرافیایی بر روی دریاچه ها

وشهرها مدام  از آذری به فارسی تغییر داده می شود. مناظق آذری مدام تکه تکه می شوند،

خطه اذربایجان از اول یک پارجه بوده که امروزه مداوم از آن شهر و مناطق جدیدی در می اورند و این باعث می شود که مناطق آذربایجان روز به روز منطقه ای کمتری را در برگیرد.

با اعمال نابرابر اقتصادی بر علیه آذریها مهاجرت به ناچار آنها به مناطق فارس نشین ادامه

داشته ودارد وآنها بعد از مهاجرت  مورد تبعیض قرار گرفته و با رفتار توهین آمیز روبرو می

شوند. از نتیجیه تحقیقات واخبار در مورد شرایط زیستی قومیتتهای مختلف در ایران چنین بر می

آید که آذری ها جزو گروههای قومی وملی هستند که بهتر از دیگران خود را با شرایط جامعه

ایران وقف می دهند. از این اخبار شاید به اشتباه چنین بر داشت شود که آنها کمتر از اقوام دیگر

در معرض نابرابری قرار می گیرند اما حقیقت درست بر عکس این است. آنها مورد شدیترین

فشارها قرار گرفنه و مجبور به این خود وقف دادنها می شوند و آذریها به علت بزرگ بودن

گروهشان از موقعیت قوی در جامعه بر خوردار می باشند.

آذریهای ایران اغلب آگاه ،تحصیل کرده و سرمایه دار هستند.چهار  انقلاب دگرگون کننده

گذشته همه به رهبری آدریها بوده و اغلب از آذربایحان جنوبی شروع شده.

نیرو وزحمت زیادی برای نابود کردن وجلوگیری از هر گونه آگاهی ملی آذریها بوسیله دولت

کنونی اختصاص داده می شود. از آنجایکه حکومت خوب می داند ،زمانی مسئله اقلیت در ایران

به یک مسئله جدی تبدیل می شود که آذریها برای بدست آوردن حقوق حقه خود بپا حیزند.

استراتژی رژیم این بوده که از نظر روانی درک ملی آذربایجانیها را نابود کنند. بطوریکه آنها جیزی

باقی نداشته  باشند که از آن دفاع کنند. هدف آن است که آذری ها را از ریشه ترک بود نشان

خجالت زده کنند. شایسته است که دولت سوئد  تلاش خود را برای بدست آوردن حق تشکلات

فرهنگی و سیا سی آذریها بکار برد. ما می خواهیم که مجلس به عنوان خواست به آگاهی دولت

برساند.

آخرین مثال در مورد تجاوز به حریم فرهنگی و ملی آذریها دوازدهم ماه می 2006 میلادی می

باشد. در این تاریخ یک روز نامه رسمی دولت ایران به نام روز نامه ایران مقاله بسیار توهین

آمیزی به همراه یک کاریکا توردر روز نامه چاپ کرده بود که در مقاله کاریکا تور روز نامه

ایران،( آذری ها) به سوسکی که از مدفوع فارسها تغذیه می کنند مقاله گه عنوانش این بود که

چیکار کنیم  که سوسکها ما را سوسک نکنند انواع روشها برای نابودی سوسکها  آذریها

به بحث گذاشته شده بود. این مقا له توهین امیز موجب تظاهرات عظیم مردم شهرهای بزرگ

آذربایجان مثل  تبریز، ارومیه، نقده، خوی، میاندوآب، زنجان، اردبیل و میانه برای مقابله با سرکوب

و سیاست نزاد پرستانه حکومت ایران شد تظاهراتی که در نوع خود  بزرگترین تظاهرات مردمی

بعد از انقلاب 1979 میلادی بود و به مد ت دو هفته ادامه پیدا کرد.

حکومت با زور وخشونت بی حد به مقا بله تظاهر کننده گان رفت که نتیجه ان ده ها کشته،

صدها زخمی و هزاران بازداشت شدند. بعد از ، بیش از هشتاد سال  تلاش برای فارس کردن

اذریها بخشی از آذری ها امروز در ظاهر خود را وقف فرهنگی  داده اند . اما هر آذری پیام

میراث فرهنگ آذری را با خود حمل میکند. آذریها مثل هر ملت دیگری مالک فرهنگ و میراث فرهنگی خود هستند. ما میخواهیم مجلس این موضوع را بعنوان خواست خود به آگاهی دولت سوئد برساند. امروزه یک نوع سکوت و ناتوانی وحشتناکی در مورد فشاری که به آذریها روا داشته میشود حاکم است و آن بخاطر اینکه جوامع جهانی آن توجه و کمک سیاسی ای  که لیاقت آذری ها میباشد از آنها دریغ میدارد. با این وجود موضوع و ومسئله آذریهای ایران امروزه بوسیله سازمانهای طرفدار حقوق بشر که شروع به گذارش در مورد پایمال شدن حقوق انسانی آذریها در ایران میکنند دارد توجه ها را بخود جلب میکند.

احترام نگذاشتن به حقوق آذریها در ایران غیر قابل قبول است و باید حقوق فرهنگی آنها در کل ایران احترام گذاشته شود. سوئد ودولت سوئد به سهم خود در مورد پایمال شدن حقوق انسانی و فرهنگی آذریها در ایران مسئول میباشد. و باید برای دفاع از حقوق آنها تاثیر گذار باشد شایسته است سوئد نقش فعالی در سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر سازمانهای بین المللی برای شکستن سکوت در مورد فشار به آذریها در ایران ایفا نماید.

شایسته است دولت سوئد برای تبدیل شدن مشکلات فرهنگی و سیاسی آذریها به مسئله سیاسی روز در سطح بین المللی تلاش کند و همچنین شایسته است دولت سوئد در روابط های دو جانبه خود با ایران از هر فرصتی برای کمک به حقوق دمکراسی فرهنگی انسانی آذریها استفاده کند . ما میخواهیم که مجلس این موضوع را جزو خواسته خود به اگاهی دولت برساند.

هانس لینده

عضو پارلمان سوئد

http://riksdagen.se/Webbnav/index.aspx?nid=426&typ=mot&rm=2006/07&bet=U256

+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 13:58  توسط امید  | 

انگرانی شونیزم فارس از چهلم شهدای آذربایجان

سانیوز: نگرانی شونیزم فارس  از چهلم شهدای آذربایجان

انقلاب ملت آذربایجان وحشت و نگرانی بی اندازه حکومت جمهوری اسلامی را در پی داشته است سخنان شتاب زده و غیر عقلانی بلند پایه ترینهای حکومت طی روزهای اخیر نشان دهنده عمق نگرانی های آنها از ادامه انقلاب ملت آذربایجان است .بدین منظور نیروهای های ضد شورش رژیم در چند روز گذشته به طور فزاینده ای به شهرهای مختلف آذربایجان علی الخصوص تبریز روانه گشته اند.دیروز  85/3/18 ساعت 9:45 حدود 20 فروند هلی کوپتر ضد شورش از تهران راهی تبریز شد.انتظار می رود این روند تا چهلم شهدا ( روز 10 تیر ماه 1385)ادامه داشته باشد.قرائن حاکی از اینست که ملت آذربایجان مبارزه خود علیه رژیم ضد تورک جمهوری اسلامی را در چهلم شهدای خویش تشدید نمایندکه این مسئله ترس و واهمه حاکمان خود کامه را به دنبال داشته است.

در اردبیل عباس لسانی پس از چندین روز که  به بند عمومی زندان این شهر منتقل شده بود به تهران فرستاده شده است.لسانی از لحظه بازداشت دست به اعتصاب غذا دست زده و از هر گونه جواب دادن به بازجویان اطلاعات جمهوری اسلامی خودداری نموده است.بر پایه اخبار موثق به دست آمده از بازداشتگاههای اردبیل دستگیرشدگان به طور مداوم تحت شکنجه بازجویان خود قرار می گیرند تا به ارتباط داشتن خود با کشورهای خارجی اعتراف نمایند!

همچنین یکی از خواسته های بازجویان ازبازداشت شدگان اینست که اعتراف نمایند محرک اصلی آنها برای تظاهرات اردبیل و دیگر فعالیت های صورت گرفته علیه سیاسیهای تبعیض آمیز رژیم در این شهر,عباس لسانی بوده است! خبر دیگری از اردبیل حاکی است که 40 نفر از دستگیر شدگان تظاهرات روز 6 خرداد ماه دیروز آزاد گشته اند.

  بر اساس خبر رسیده از تبریز آقایان چنگیز بخت آور,دکتر احمد رضایی(حیدر اوغلو),مهندس غلامرضا امانی, حسن ارک,علی  حامد ایمان,حسین حسنی نیز به تهران منتقل شده اند. علت انتقال تعدادی از بازداشت شدگان شهرهای تبریز, اردبیل و احتمالا شهرهای دیگر به تهران تاکنون مشخص نشده است!

  از ماکو هم خبر می رسد چندین نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان به نامهای صابر بیت اللهی,علی حسین نژاد,بهمن نصیرزاده,علی حلمی و محسن دمیرچی که در روزهای 24و 25 اردیبهشت توسط مامورین امنیتی جمهوری اسلامی دستگیرشده بودند پس از تحمل حدود 25 روز آزادی خود را به دست آورده اند.
+ نوشته شده در  85/03/20ساعت 21:21  توسط امید  | 


POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
hossein_baba20

 
تبليغات X
+ نوشته شده در  85/03/20ساعت 13:48  توسط امید  |